#Part54...جیهوپ

#Part54...جیهوپ
درحین فیلم برداری یه دختری پارنترم بودکه گفتن توی کمپانیمون یه دنسرخیلی ماهره همش لبخندمیزدوخیلی مهربون بودانگارکه ازش خشم امدبود ولی نبایدکسی بفهمه شایداصلا نشه بیخیال امروزاهنگوموزیک ویدیومون پخش میشه خیلی استرس دارم که ارمیاچه واکنشی ازخودشون نشون میدن امیدوارم که باهاش کناربیانودرکمون کنن به خاطر بلایی که سره جونگ کوک امدخیلی نگران شدیم یه جوری بهش حمله میکردن که انگاردیگه هیچی براشون مهم نیستوفقط میخوان که یه جوری یه زهری بهش بزنن انگارکه دیگه ارمی نبودن خدایی صحنه ترسناکی بوداون روزوقته سرش خوردبه تیربرق باخودم میگفتم مگه چه گناهی کرده که مستحق اینهمه تنفرازکساییه که به خاطره خشحالیشون هرکاری کرده شایداونام مثه رستاشی ازازدست دادنش ترسیدن ولی اوناانگارحاظرنبودن برای خشحالی ایدلشون ازش بگذرن فقط میتونم بگم که اون دوتاخیلی بهم میانو امیدوارم که همه چی درس بشه....سایه
+لعنتیا دارن ماست مالیش میکنن ولبتابوهرچی رومیزبودوهل دادم که افتادن روی زمین که باعث شداون مفت خورابترسن_ببخشیدقربان ولی خیلی ازمردمم باورکردن که این فقط برایه اهنگ بوده+دهنتوببندهرطورکه شده هرطورکه میتونی مردمو متقاعدکن که اینا دارن روی کاری که کردن سرپوش میزارن قراردادشونم باکمپانی دیگه تموم شده وبرای اینکه اعضادوست دخترپنهانی دارن کمپانی دیگع نمیخوادکه قراردادجدیدبنویسه_چشم قربان هرکاربتونم میکنم+خبع حالابروازجلوچشمم دورشو_چشم وسریع رفت بیرون لعنتیادرستتون میکنم نمیزارم همه نقشه هاموخراب کنین نمیزارم بایدتقاص پس بدین بایدکتموبرداشتموبه طرف شرکت راه افتادم بایدخودمم دست به کارشم اینجوری نمیشه این مفت خورانمیتونن کاری کنن ....جین
بعدازاینکه موزیک ویدیو پخش شدخیلی ازارمیاکامنت میزاشتن که این فقط یه موزیک ویدیو بودومااینهمه به اعضاتوهین کردیمونمدونم زودقضاوت کردیموازاین چیزاخیلیاشونم هنوزباورنکرده بودن میگفتن اینادروغیه که کاری که کردنوسرپوش بزارن دیگه نمیدونم بایدچیکارکنیم ینی اخرش چی میخوادبشه دیکه خسته شدم ازاینکه برای هرکارمون بایدمواظب این باشیم که ارمیاوساسنگاچه واکنشی نشون میدن فقط خداخدامیکردمهمه چی ختم بخیربشه+ته چیزجدیدی نگفتن ته:حرف که زیاده ولی یه چیزخیلی عجیبه نامی:چی عجیبه جیمین:فکرکنم تهیونگ این چندتاایدیرومیگه که دارن ارمیارو ضدمامیکننومیگن که حرفمونوباورنکننونمدونم اینایه دروغه که اوناروروگول بزنیم تاکارایی که کردیموکه نمدونم چیکارونفهمن خیلیم زیادن کوک:اینکه هیترن شکی درش نیس ولی اینکه انقدمصمم حرف میزنن یه جوری مشکوکه
دیدگاه ها (۹)

مربی موتور سوار

P20F2شب بود همه بچه ها تو جنگل دور اتیش نشسته بودنم و داشتن ...

رومان روز برفی (پارت4)از زبان ات داشتم با مایا حرف میزدم کہ ...

My lovely neighbor part : ۶۸

کسخلان گروگان

پارت: 28 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آدم‌ها همیشه یه الگوی رفت...

پارت ششم: بیداری در کابوسِ آشناچند دقیقه‌ای که از اون اتاق گ...

Iove and the moonPart37کوک: زود باش یونا من رفتمممممیونا: ام...

Forbidden love①②ا/ت: جئون جونگ‌کوک؟ تو اینجا چیکار می‌کنیکوک...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 5_نمیخوای دست از زل زدن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط