اون مال منه
part 35
ویو ۲ سال و ۹ ماه بعد
راوی .
جنگکوک و ات الان دوتا نین دارن جئون هانیل و جئون ته ها هانیل که وابسته ی مامانی و دختر بابایی ۱ دیقه از ته هه که پسر مامانی و وابسته ی بابایی ازش بزرگ تره اما جفتشون ۲ قلو هستن
شب و روز با همن و خیلی به هم وابسته ته ها و هانیل مثل سگ و گربه هستن ۲۴ ساعته دارن دعوا میکنن اونا با هم دعوا میکنن ولی کسی حق نداره با یکیشون دعوا کنه مثل یه دوست پشت همن دقیقا ۲ سالشونه و امروز تولدشون جفتشون برای همین کوک و ات تصمیم گرفتن براشون یه تولد خیلی بزرگ بگیرن اما این وسطا یه جلسه برای کوک پیش اومد و باید ات هن باهاش میرفت اون جلسه توی بار بود دقیقا جایی که به قول بعضیا لونه ی فساد همه دور هم جمع شده بودن و داشتن درمورد جیزای مسخره و یا خیلی مهم حرف میزدن جک های بابا بزرگی میگفتن و اینجور چیزا ولی چیزی که هواس یکی از افراد رو به خودش جلب کرد حلقه ی کوک و عکس بگراند گوشیش بود برای همین پرسید :
جیما : جناب جئون شما ازواج کردید ؟
کوک . فک نکنم با شما مرتبت باشه ( سرد
جیما . بله حالا هرزه هرو چند میفروشی ؟ خوب چیزی خدایی
جنگکوک که منظور پسر رو گرفت بلند شد و از یقه اش چسبید به دیوار چسبوندش و گلوشون فشار میداد و با چشای پر از خون گفت
کوک . اون زنده یه بار دیگه بهش بگی هرزه یا حتی نگاش کنی تیکه بزرگت گوشت میشه فهمیدی ( داد
کوک . گفتم فهمیدیییییی( عربده
جیما . بله ارباب
کوک . عشقم بریم بچه ها منتظرمونن
جنگکوک و ات راهی شدن وقتی رسیدن خونه نه هانیل بود و نه ته ها
ات . هانیل مامان ته ها
کوک . بچه ها کجایید بابا براتون بستنی گرفته
ات . برای ته ها وانیلی . برای هانیل شکلاتی
کوک . لواشک و چیپس هم گرفتیماا
ات . عه جنگکوک اون گربه ایی که برای هانیل گرفتی کو
همینه اینو گفت هانیلی بدو بدو از پشت مبل اومد بیرون
هانیل . کوپیشی
ات . اینا ها شرو کرد قلقلک دادن هانیل
کوک . ولی من فردا میرم برای هانیل یهیشی و برای ته ها هم یه هاپو میگیرم اگر بیان بیرون
ته ها که عاشق سگ بود از توی کابینت اومد بیرون
کوک . توله سگ اونجا چطوری رفتی
.
.
.
ادامه دارد ...
ویو ۲ سال و ۹ ماه بعد
راوی .
جنگکوک و ات الان دوتا نین دارن جئون هانیل و جئون ته ها هانیل که وابسته ی مامانی و دختر بابایی ۱ دیقه از ته هه که پسر مامانی و وابسته ی بابایی ازش بزرگ تره اما جفتشون ۲ قلو هستن
شب و روز با همن و خیلی به هم وابسته ته ها و هانیل مثل سگ و گربه هستن ۲۴ ساعته دارن دعوا میکنن اونا با هم دعوا میکنن ولی کسی حق نداره با یکیشون دعوا کنه مثل یه دوست پشت همن دقیقا ۲ سالشونه و امروز تولدشون جفتشون برای همین کوک و ات تصمیم گرفتن براشون یه تولد خیلی بزرگ بگیرن اما این وسطا یه جلسه برای کوک پیش اومد و باید ات هن باهاش میرفت اون جلسه توی بار بود دقیقا جایی که به قول بعضیا لونه ی فساد همه دور هم جمع شده بودن و داشتن درمورد جیزای مسخره و یا خیلی مهم حرف میزدن جک های بابا بزرگی میگفتن و اینجور چیزا ولی چیزی که هواس یکی از افراد رو به خودش جلب کرد حلقه ی کوک و عکس بگراند گوشیش بود برای همین پرسید :
جیما : جناب جئون شما ازواج کردید ؟
کوک . فک نکنم با شما مرتبت باشه ( سرد
جیما . بله حالا هرزه هرو چند میفروشی ؟ خوب چیزی خدایی
جنگکوک که منظور پسر رو گرفت بلند شد و از یقه اش چسبید به دیوار چسبوندش و گلوشون فشار میداد و با چشای پر از خون گفت
کوک . اون زنده یه بار دیگه بهش بگی هرزه یا حتی نگاش کنی تیکه بزرگت گوشت میشه فهمیدی ( داد
کوک . گفتم فهمیدیییییی( عربده
جیما . بله ارباب
کوک . عشقم بریم بچه ها منتظرمونن
جنگکوک و ات راهی شدن وقتی رسیدن خونه نه هانیل بود و نه ته ها
ات . هانیل مامان ته ها
کوک . بچه ها کجایید بابا براتون بستنی گرفته
ات . برای ته ها وانیلی . برای هانیل شکلاتی
کوک . لواشک و چیپس هم گرفتیماا
ات . عه جنگکوک اون گربه ایی که برای هانیل گرفتی کو
همینه اینو گفت هانیلی بدو بدو از پشت مبل اومد بیرون
هانیل . کوپیشی
ات . اینا ها شرو کرد قلقلک دادن هانیل
کوک . ولی من فردا میرم برای هانیل یهیشی و برای ته ها هم یه هاپو میگیرم اگر بیان بیرون
ته ها که عاشق سگ بود از توی کابینت اومد بیرون
کوک . توله سگ اونجا چطوری رفتی
.
.
.
ادامه دارد ...
- ۸.۶k
- ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط