**پارت نهم: بازی با مرگ**

**پارت نهم: بازی با مرگ**

سکوتِ سنگینی دورِ میزِ VIP رو گرفته بود. تنها صدایی که شنیده می‌شد، موسیقی ملایمی بود که حالا برعکسِ فضایِ قبل، به نظرِ لیها شبیه به موسیقیِ متنِ یک فیلمِ ترسناک میومد.

پدرخوانده، با قدم‌هایِ آهسته و اقتداری که از سال‌ها حکومت بر دنیایِ زیرزمینی به دست آورده بود، از میانِ جمعیت گذشت. نگاهِ بقیه‌یِ مافیاها از رویِ ترس و احترام به زمین دوخته شده بود. او دقیقاً مقابلِ میز ایستاد. سایه‌اش روی لیها و جونگ‌کوک افتاد.

او بدونِ اینکه نگاهش رو از چشم‌هایِ جونگ‌کوک بگیره، با صدایی بم و خش‌دار گفت:
— «جونگ‌کوک... این یه مهمونیِ کاری بود. نه میدونِ تیراندازی. داری به خاطرِ یه "اسباب‌بازی"، نظمِ جمع رو بهم می‌زنی.»

جونگ‌کوک حتی زحمتِ بلند شدن رو به خودش نداد. فقط جرعه‌ای از نوشیدنی‌اش رو نوشید و با بی‌تفاوتیِ عجیبی لب زد:
— «اسباب‌بازی‌ها برای بازی کردنن، نه برایِ اینکه دیگران لمسشون کنن. بهتره اینو به افرادت یادآوری کنی.»

پدرخوانده پوزخندی زد و نگاهش رو با تندی به سمتِ لیها چرخوند. لیها لرزشِ خفیفی رو حس کرد، اما سعی کرد شونه‌هاش رو صاف نگه داره. پدرخوانده گفت:
— «دلبستگیِ بیش از حد، نقطه ضعف میاره پسر. این دختر داره تو رو از مسیر منحرف می‌کنه. یادت نره، اینجا قدرتِ اصلی دستِ کیه.»

جونگ‌کوک، ناگهان دستش رو که دورِ کمرِ لیها بود، محکم‌تر کرد و او رو بیشتر به خودش چسبوند. اون با این حرکت، بدونِ استفاده از کلمات، به پدرخوانده هشدار داد که از مرزِ قرمزِ اون عبور کرده. جونگ‌کوک با صدایی سرد که لرزه به تنِ هر کسی می‌انداخت، گفت:
— «مسیرِ من رو من تعیین می‌کنم. و در موردِ قدرت... شاید وقتش رسیده که یه تغییراتی توی سلسله‌مراتب ایجاد بشه، مگه نه؟»

فضایِ بینِ اون دو نفر مثلِ یه سیمِ برقِ لخت بود؛ کافی بود یه جرقه بخوره تا همه چیز منفجر بشه. پدرخوانده برای لحظه‌ای خیره موند، انگار داشت سنگینیِ تهدیدِ جونگ‌کوک رو سبک‌سنگین می‌کرد. بعد، با یک خنده‌یِ کوتاه و مصنوعی، عقب‌گرد کرد و گفت: «ببینیم تا کجا می‌تونی پیش بری.»
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱۰بعد از اون نبردِ نفس‌گیر، آرامشِ کاذبی حاکم شده بود. ...

THE BLACK CONTRACT قرارداد سیاهP.02 | چیزی که نباید برمی‌گشت...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

### پارت ۸: خنجرِ پنهان در تاریکیبارون به شدت به شیشه‌هایِ ع...

پارت ۱۹۶

مقدمه

فیک تهکوک وارث زار

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

چندپارتی جونگ کوک

معاملهp24جونگ‌کوک چند لحظه ساکت ماند. هنوز بی‌جان روی دست‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط