بازی سرنوشت...P1

𝒜 𝒢𝒶𝓂ℯ ℴ𝒻 ℱ𝒶𝓉ℯ

شروع کرد سریع دوییدن
بارون به شدت میومد ولی براش مهم نبود...

_کیم تهیونگ لعنتی وایسا

بی توجه به کسی که صداش کرده بود سرعتش رو زیادتر کرد
از کوچه های تنگ و به نسبت تاریک رد می شد

رفت توی خیابون و از بین مردم رد می شد از پله ها سریع پایین رفت و رفت توی مترو

شروع کرد نفس نفس زدن به اطرافش نگاه کرد اون مرد گم اش کرده بود

رفت و روی صندلی نشست و سرشو توی دستش گرفت

بعد یه مدت احساس کرد کسی کنارش نشسته سریع و با ترس سرشو بلند کرد دید که اون مرد نیست نفس راحتی کشید

و به رو به روش نگاه کرد

+اقا

نگاهش رو از رو به روش گرفت به مرد کنارش نگاه کرد : با منی؟!

+بله یه لحظه وقت دارین؟

ته:نه...

+میخوام یه فرصت خوب بهت بدم

ته:حالم خوب نیست برو

+میخوای با من بازی کنی؟

تهیونگ دستی توی موهای خیس اش کشید: تو کی هستی؟دست فغروشی؟ این روزا هر کلکی میزنین تا وسایلتون فروش بره ،من اصلا وقت...

چشمش خورد به کیفی که مرد باز کرده بود(اینجاهاش شبیه فصل اول قسمت اول اسکویید گیمه)

+تا حالا داکجی بازی کردی؟با من داکجی بازی کن هر بار که ببری... 100 هزار وون بهت میدم

ته: یعنی اگه داکجی برعکس کنم... 100 هزار وون میدی؟!

+اره ولی اگه من ببرم تو باید 100 هزار وون بدی، اول تو شروع کن

تهیونگ با تردید به مرد نگاهکرد:نمیدونم...

+امتحان کن ضرر نداره که

تهیونگ بلند شد

+کدوم رنگ رو میخوای؟

ته:ابی

تهیونگ زد ، اولین بار نشد

مرد زدش و اولین بار تونست

+پول نداری؟

ته:پول...

+می تونی با بدنت پولشو بدی

ته:با بدن؟!

مرد سیلی به تهیونگ زد

ته: چیکار می کنی؟!(شوک)

+هر 100 هزار وون یه سیلی

شرط:بالای 25 لایک

#تهیونگ
#BTS
#اسکوییدگیم
دیدگاه ها (۱۱)

*چالش «تلفن خراب» با ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات معروف برزیلی! 😏...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت شانزدهمساعت ده شب، ماشین تهیونگ ...

شاگرد لوس من

dark life= 42ات لبخند زد. «هیچی. فقط... بوی بارون رو دوست دا...

╔═══.·:·.💗.·:·.═══╗پارت ۳۸🌙 ویو آتلیام: آت، راستششش...آت: را...

پارت ۴۳

### 🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۶: مردی که جونگوک رو می‌شناختسکوت سن...

🐻💜~کامنت تهیونگ زیر پست یه آرمی در ویو..رس:💬 آرمی:«به نظر می...

Heir of Light and Darknesspart : 19جونگ‌کوک هنوز دست تهیونگ ...

رمان خبر ممنوعه پارت دوم ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط