قدیمترها همیشه علاجی برای هردردی بود

قدیمترها همیشه علاجی برای هردردی بود
مثل روغن چرخ خیاطی برای ناله های لولای در
مثل دوا گلی برای زخمهای کودکانه ی سرِ زانو
مثل آغوش مادربزرگ برای باریدن تمام بغضهای جهان

چقدردست هایمان خالی شده..
دیدگاه ها (۶)

* حکم عشق *part : 1۱۴۰۵/۳/۲۰وارد کتابخونه شدم که صدای زنگوله...

پارت ۱۶

پارت اول._*بی گناهان*_

پارت: 19 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گندِ هات‌داگ‌های نیم‌...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

Did daddy forget the girls day?

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

لباس ایزوکو روی زمین سرد و خاکی رها شد. وقتی هوایِ سرد و نمو...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 55 | پایانی "" ویو پ...

رمان تهکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط