وقتی تمرین مشترک داشتین(عضو پنجم بلک پینکی)
رفتین سوجو بخرین که ا.ت داد زد گفت
ا.ت: اخ قلبم (غش کرد)
جی هوپ: بگیرینش نیوفته (داد)
رزی: سوار ماشینش کنین ببریمش بیمارستان
جنی: من میرونم ماشین رو
لیسا: باشه فقط بریم
(تو بیمارستان)
دکتر: چیز خاصی نیست ایشون بیماری قلبی چند سال داره رژیم های سخت مثل یخ و تمرین زیاد واسش خوب نیست و ما هم بهش گفتیم این رو
جیسو: یعنی میدونست از قبل؟ پس چرا چیزی نگفت
جیمین: دیدم چند بار بعد تمرین قرص میخوره نگو برای قلبش بود
دکتر: علائم سرماخوردگی هم داره حتما بخواطر رژیم یخی که گرفته هست
کوک: اخه اون که وزنش خوبه چرا رژیم یخ گرفته
رزی و جیسو: واقعا
دکتر: بهوش که اومد بهش بگین من میام معاینش کنم و حتما میدونین که از معاینه میترسه پس ارومش کنین
نامجون: حتما صداتون میکنیم ممنونم
جین: نگاهش کن چجوری خوابیده عه بهوش اومد خوبی؟
ا.ت: اره
وی: چرا انقدر سخت میگیری به خودت چرا رژیم سخت میگیری(با نگرانی)
یونگی: ا.ت ببین بدون ما همیشه پیشتیم از هیچی نترس خب
جنی: قول میدی وقتی ما پیشتیم نترس باشی و به ترسات قلبه کنی؟
ا.ت: ا.. ره خب منظورت چیه؟
جیسو: مطمئنی دیگه ؟من میدونم تو میتونی نترس باشی
لیسا: پس من برم دکتر رو صدا کنم
ا.ت: من می.......
رزی: قرار بود نترسی ها ما پیشتیم نترس از چیزی باشه(لبخند)
ا.ت: باشه(بغض)
دکتر اومد
☆خب خانم کیم ا.ت چیشده باز رژیم گرفتی؟
_خب اره مجبور شدم
☆حالا ولش کن نفس عمیق بکش اها افرین
_(دستاش میلرزه)
کوک: نترس ما اینجاییم دقیقا پیشت هر وقت ترسیدی جیغ بکش دردت اومد گریه کن اشکالی نداره
جین: کوک راست میگه ترس که ترس نداذه خودش خبر نداره با کفش پاره پاره فردا میره اداره یاع یاع یاع
همین حرکت باعث شد ترس ا.ت بریزه و معایعه براش زود تموم بشه
☆خب چیز خاصی نیسست سرما خوردگی
با امپول راحت تری یا قرص؟
_ق......
نامجون: امپول بدین بهتره زودتر خوب میشی
☆خب باشه پس به پرستار میگم بیاد
ا.ت: از من نپرسیده بود؟(عصبانی کیوت)
جین: به نظر من نامجون تصمیم درستی گرفت چون به سلاح(نمیدوم درست نوشتم یا نه) خودته
جیسو: اگه میترسی ما پیشتیم نترس
رزی: اره میخوای من دستتو میگیرم
کوک: منم بغلت میکنم
یونگی: منم میخوابم
همه با هم با این حرفش خندیدن
پرستار اومد
♡خانم ا.ت دستتون رو بدین به من
ا.ت:(پنیک کرده)(معادل چسیش به ذهنم رسید😂)
لیساتو گوش ا.ت: بی بی شارک دورودورو بی بی شارک.......
این کار لیسا باعث شد ا.ت اروم بشه
جی هوپ: تو قوی میتونی از پسش بر میای
جیمین: قول میدم اگه امپول رو برنی باهات موچی درست میکنم
ا.ت: قول(بغض)
جیمین: قول
کوک: خب الان میزنه سه دو یک اها تموم شد
ا.ت:(تو بغل یونگی داره گریه میکنه)
یونگی: دیگه تموم شد گریه نکن
وی: خیلی شجاعی میدونستی
جنی: اره راست میگه اگه من بودم حالم بد میشد از ترس
جیسو: ا.ت مثل من از هیچی نمیترسه😎
همه خندیدن
کارای ا.ت تموم شد و همه رفتن خونه برای استراحت
تو راه
ا.ت: اونی
جیسو: بله؟
_من عاشق شدم
جیسو: عاشق کی؟
......
ادامه دارد....
ا.ت: اخ قلبم (غش کرد)
جی هوپ: بگیرینش نیوفته (داد)
رزی: سوار ماشینش کنین ببریمش بیمارستان
جنی: من میرونم ماشین رو
لیسا: باشه فقط بریم
(تو بیمارستان)
دکتر: چیز خاصی نیست ایشون بیماری قلبی چند سال داره رژیم های سخت مثل یخ و تمرین زیاد واسش خوب نیست و ما هم بهش گفتیم این رو
جیسو: یعنی میدونست از قبل؟ پس چرا چیزی نگفت
جیمین: دیدم چند بار بعد تمرین قرص میخوره نگو برای قلبش بود
دکتر: علائم سرماخوردگی هم داره حتما بخواطر رژیم یخی که گرفته هست
کوک: اخه اون که وزنش خوبه چرا رژیم یخ گرفته
رزی و جیسو: واقعا
دکتر: بهوش که اومد بهش بگین من میام معاینش کنم و حتما میدونین که از معاینه میترسه پس ارومش کنین
نامجون: حتما صداتون میکنیم ممنونم
جین: نگاهش کن چجوری خوابیده عه بهوش اومد خوبی؟
ا.ت: اره
وی: چرا انقدر سخت میگیری به خودت چرا رژیم سخت میگیری(با نگرانی)
یونگی: ا.ت ببین بدون ما همیشه پیشتیم از هیچی نترس خب
جنی: قول میدی وقتی ما پیشتیم نترس باشی و به ترسات قلبه کنی؟
ا.ت: ا.. ره خب منظورت چیه؟
جیسو: مطمئنی دیگه ؟من میدونم تو میتونی نترس باشی
لیسا: پس من برم دکتر رو صدا کنم
ا.ت: من می.......
رزی: قرار بود نترسی ها ما پیشتیم نترس از چیزی باشه(لبخند)
ا.ت: باشه(بغض)
دکتر اومد
☆خب خانم کیم ا.ت چیشده باز رژیم گرفتی؟
_خب اره مجبور شدم
☆حالا ولش کن نفس عمیق بکش اها افرین
_(دستاش میلرزه)
کوک: نترس ما اینجاییم دقیقا پیشت هر وقت ترسیدی جیغ بکش دردت اومد گریه کن اشکالی نداره
جین: کوک راست میگه ترس که ترس نداذه خودش خبر نداره با کفش پاره پاره فردا میره اداره یاع یاع یاع
همین حرکت باعث شد ترس ا.ت بریزه و معایعه براش زود تموم بشه
☆خب چیز خاصی نیسست سرما خوردگی
با امپول راحت تری یا قرص؟
_ق......
نامجون: امپول بدین بهتره زودتر خوب میشی
☆خب باشه پس به پرستار میگم بیاد
ا.ت: از من نپرسیده بود؟(عصبانی کیوت)
جین: به نظر من نامجون تصمیم درستی گرفت چون به سلاح(نمیدوم درست نوشتم یا نه) خودته
جیسو: اگه میترسی ما پیشتیم نترس
رزی: اره میخوای من دستتو میگیرم
کوک: منم بغلت میکنم
یونگی: منم میخوابم
همه با هم با این حرفش خندیدن
پرستار اومد
♡خانم ا.ت دستتون رو بدین به من
ا.ت:(پنیک کرده)(معادل چسیش به ذهنم رسید😂)
لیساتو گوش ا.ت: بی بی شارک دورودورو بی بی شارک.......
این کار لیسا باعث شد ا.ت اروم بشه
جی هوپ: تو قوی میتونی از پسش بر میای
جیمین: قول میدم اگه امپول رو برنی باهات موچی درست میکنم
ا.ت: قول(بغض)
جیمین: قول
کوک: خب الان میزنه سه دو یک اها تموم شد
ا.ت:(تو بغل یونگی داره گریه میکنه)
یونگی: دیگه تموم شد گریه نکن
وی: خیلی شجاعی میدونستی
جنی: اره راست میگه اگه من بودم حالم بد میشد از ترس
جیسو: ا.ت مثل من از هیچی نمیترسه😎
همه خندیدن
کارای ا.ت تموم شد و همه رفتن خونه برای استراحت
تو راه
ا.ت: اونی
جیسو: بله؟
_من عاشق شدم
جیسو: عاشق کی؟
......
ادامه دارد....
- ۳۶۷
- ۱۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط