P3

P3

جیمین ویو
داشتم از تهیونگ میپرسیدم این مرده کیه که ات آروم یچیزی رو زمزمه کرد همه تعجب کرده بودیم و مات و مبهوت به هم نگاه میکردیم که تهیونگ پرید بغل ات چجوری جرعت کرده بود جلوی کوک اینکارو بکنه!

ات
کوکی( خیلی آروم)

نامجون
دکترر پرستاااار( عربده)
😑

ات
خی... ل. ی نا..مردی

جان
ات میشه برگردی؟( بغض )

کوک
چی مرتیکه ی بیناموس( عربده )

پرستار
آروم تر اینجا بیمارستانِ  ( عصبی)

فکر بقیه بیمارا نیستین فکر بیمار خودتون باشید اِ کوک توی؟ 🥺😳

ات
این هرزه رو از اینجا ببرید( آروم و عصبی)

کوک
سولی؟

سولی
جانم عشقم

جیهوپ
گمشو بیرون

کوک ویو
سولی چقدر خوشگل تر شده 🥲
دلم براش تنگ شده ولی...

ات
جانی

جان
جونم عزیزم
و رفت سمت لبای ات
که یهو

تهیونگ

چه گوهی خوردی مرتیکه

جان
جنابعالی کی باشن

تهیونگ

همه کاره ی ات

کوک

بله!( اخم)

ات

چته ینفرو که ازم حمایت میکنه نمیزاری تو برو با اکست لاس بزن کاری به کار منم نداشت باش  آقای جون جونگ کوک( داد)

همه
چی! 😳

تهیونگ
به ات کمک کرد بلند شه و ات رفت سمت کوک

ات
با کمک تهیونگ بلند شدمو اول ی سیلی به جان و بعدم به کوک و اکسش که البته الان دیگه عشقشه( بغض)

کوک ویو
با تعجب ات و نگاه کردم که یهو یه طرف صورتم سوخت برگشتم سمت ات که دیدم یه سیلی به سولی هم زد رفتم و بغلش کردم حق داشت خب که یهو
سولی شروع کرد به چرتوپرت گفتن هنوزم همون هرزه ی قدیمه

سولی

کوک ددی نگاه کن اون هرزه منو زد( اشک تمساح )

کوک
چه گوهی خوردی زنیکه ی ج. ن. ده

سولی

چی! ( گریه)
با منی ددی؟ هق

ات
دهنتو ببند


ادامه دارد...

سلام قشنگای چطورین ببخشید که انقدر دیر گذاشتم حالم خیلی بد بود راستی این فیک قراره ادامه پیدا کنه و شاید حتا بیشتر از 10.20 تا پارت بشه

مایل به حمایت¿

#ما_پشت_بی_تی_اس_هستیم
#بی_تی_اس
#فیک_بی_تی_اس
#فیک
#سیاره_آرمی💜🙂
#ارتش_آرمی
#آرمی
دیدگاه ها (۳۳)

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

مربی موتور سوار

#میکاپ_آرتیست_من

شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه اینجور...

سه پارتی✨شب بود و سالن سینما تقریباً شلوغ بود.ات و جونگ‌کوک ...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۱۱$کایرا داشت از سکو پایین می ...

╔═══.·:·.💗.·:·.═══╗پارت ۳۸🌙 ویو آتلیام: آت، راستششش...آت: را...

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

Part²⁸که ناگهان گوشه‌ی استخر ات رو دید.دختر زانوهایش را بغل ...

ازدواج اجباری part : 13 ویو کوک داشتم از ملودی و اون سینه ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط