{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part:22

Part:22
_______________________________

همه رفتن تو اتاق لونا و با تن سرد بی جون لونا رو برو شدن

اجوما: نکنه نکنه که مرده
کای: نه نبضش میزنه ولی کنده باید سریع بریمش بیمارستان

خدمتکارا کمک کردن و لونا رو بردن پایین

جونگکوک: آره زود ببرینش بیمارستان زنده میخوامش میخوام بیشتر از اینا زجر بکشه

کای: چش شده امشب عقلشو از دست داده
اجوما: معلوم نیس تو مشروبش چی ریختن
کای: ولش کنین زود ببرینش تو ماشین

کای و اجوما لونا رو بردن بیمارستان و بعد چندمین رسیدن

دکتر: چیشده چرا اینقد بدنش زخمه دعوا کرده
اجوما: ااره
دکتر: حالش خیلی بده باید چند روز بستری باشه
کای: هرکاری لازمه براش بکنین لطفا
دکتر: تلاش خودمونو میکنیم
اجوما:ممنون

(چند روز بعد )

لونا" الان چند روزه تو بیمارستان بستری ام درسته از این جا متنفرم ولی حاضرم کل عمرمو اینجا بمونم ولی دیگه به اون خونه برنگردم رو تختم نشسته بودم آجوما اومد داخل


آجوما: چطوری
لونا:خوبم ممنون
آجوما: یه چند روز دیگه مرخص میشی
لونا: واقعا؟
آجوما:آره
لونا: نه (زمزمه )
آجوما:چیزی گفتی
لونا:نه


(۳۰ دقیقه بعد)

آجوما گوشیش زنگ خورد و نگاهی به گوشیش انداخت دید جونگکوکه و...

ادامه دارد...
شرط پارت بعد=۲۶ لایک🎀
خماری..😴
دیدگاه ها (۱۸)

در دنیای من عشق بی معنی ست

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

rced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:11جینا:از بیمار...

پارت 24رمان عشق مدرسه ای فیلیکس میاد و ات رو میبرن بیمارستان...

چند پارتی درخواستی

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و....p19روم خیمه زد  و خم شد...

پارت هفتویو هانابا چیزی که دیدم خشکم زد یونگی سانا رو بغل کر...

سلام سلام حالتون چطوره ؟بچه ها زبانم تموم شد بالاخره الانم ا...

Iove and the moonPart36کوک: عشقم پاشو صبح شده یونا: نمی خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط