داستان مادرانه ی حاج قاسم

حاج قاسم سلیمانی در بیمارستان فاطمه الزهرا (س) به همه گفت چند دقیقه من را با مادرم تنها بگذارید. سپس پا‌های مادرش را بوسید؛ تأکید کرد: حاج قاسم سلیمانی خدای ادب و مهربانی و قهرمان تواضع بود
دیدگاه ها (۰)

💔😭🖤🏴یه نخ چادر مادرم فاطمه زهرا سلام الله علیها را به عالم ن...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁶. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.(دوشنبه__ ۱۰:۲۳ د...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۲جونگسو؟ چیکار می‌...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 24کافه‌ای در سئول ـ ساعت ۴ عصرلونا ...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

Six

♦️ماجرای درگذشت فرزند سردار حاج قاسم سلیمانی در غیاب او!🔹حاج...

✍ روایت خاطره:فرش کوچکی انداخت گوشه‌ی حیاط خانه‌ی پدری‌اش ت...

🔸ابراهیم شهریاری از دوستان و همراهان سردار شهید قاسم سلیمانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط