{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

- شاعر شدم

- شاعر شدم
که وقتی ،
با مویِ پریشان
در آغوشم پرسه میزنی ،
شـعرِ مـردانِ غریبــه را ،
زیـرِ گوشـت زمـزمـه نَکنـم..!
دیدگاه ها (۱)

سنگین تر شدترازوے "قلبم" روےرفتنت...!!

شبتو رفته ایکه بی من تنها سفر کنیمن مانده امکه بی تو شب ها س...

افتاده در چشم تو صاف

رمان انفجار و امید

❇️این لوح ویژه و باقی مانده از کشتی نوح در حال حاضر درون موز...

وقتی لب تو خنده زد

حماسی

مهمونی خطرناک پارت= 5 ویو جونگ کوک:از اینکه ات با کسی برقصه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط