{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوي عطر عجيبي داشت نام عطر را که مي پرسيدم جواب سر بالا م

بوي عطر عجيبي داشت نام عطر را که مي پرسيدم جواب سر بالا ميداد
شهيد که شد تو وصيت نامه اش نوشته بود
به خدا قسم هيچ وقت به خودم عطر نزدم
هر وقت خواستم معطر شم از ته دل گفتم:

السلام عليک يا ابا عبدالله حسين
دیدگاه ها (۳)

#شب_جمعه_است_هوایت_نکنم_میمیرم ⁨ 😭از کنج این دل تاریک خودگفت...

شب اول قبر به فریادت برسه بنویس یاحسین(به یاد آور) روزی را ک...

★ازدواج اجباری...p⁵بعد رفتن خانواده ها با پتویی که پیچیده بو...

رمان (پسری که زود بزرگ شد) چپتر ۱

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۶ | خبر کوچولوی م...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

پارت 36صدایِ چرخشِ کلید توی قفلِ درِ ورودی، مثل آژیرِ خطر تو...

𝐏𝐚𝐫𝐭: ➎⓿صبح زود، ماشین جلوی خانه‌ی قدیمی پدرم توقف کرد.ساختم...

وسوسه عشق#𝓟𝓪𝓻𝓽_۳ارادم رو جمع کردم و شروع کردم از نوک تیز شمش...

### پارت اول: عطر قهوه و آرامشِ صبحگاهی نورِ کمرنگِ خورشید ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط