معلم من

پارت2

کلاس که تمام شد، همه مثل همیشه دور لینو جمع شدند. یکی از بچه‌ها داشت ازش درباره فیلم مورد علاقه‌اش می‌پرسید، یکی دیگر پیشنهاد داده بود با هم پروژه‌ی ادبیات را کار کنند، و چند نفر فقط بهانه پیدا کرده بودند که لبخندش را ببینند.

ات کوله‌اش را برداشت و آرام از کلاس بیرون رفت، بدون حتی یک «خداحافظ» به لینو.
ولی درست وسط راهرو، صدایی آرام پشت سرش گفت:

— «خانم ات… یک لحظه صبر کن.»

ات خشکش زد. آرام برگشت. لینو چند قدم جلو آمد و گفت:
— «شما تکلیف جلسه قبل رو تحویل ندادید.»

— «آهان… آره، نوشتم ولی یادم رفت بیارم.»
— «می‌تونید الان بیاریدش؟ یا هنوز کامل نشده؟»

لحنش نه سرد بود و نه گرم… اما نگاهش ثابت مانده بود. ات حس کرد قلبش کمی تندتر می‌زند، ولی سعی کرد بی‌تفاوت جواب بدهد:
— «نه کامل شده. فقط یادم رفت. فردا میارم.»

لینو سرش را تکان داد.
— «باشه. ولی امیدوارم شما هم مثل بقیه فقط به درس فکر کنید… نه چیزهای دیگه.»

ات ابروهایش بالا رفت.
— «چیزای دیگه؟»
— «همون چیزایی که بعضی از هم‌کلاسی‌هاتون رو از یاد گرفتن بازمی‌داره.»

لینو بدون اینکه منتظر جواب بماند، از کنارش رد شد و وارد دفتر شد.
ات هنوز ایستاده بود و توی ذهنش این جمله‌ها را مرور می‌کرد.
— «این یعنی فهمیده همه روش کراش دارن… ولی چرا اینو به من گفت؟!»

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
#فیک
#فیکشن
#فن_فیک
#استری_کیدز
#لینو
#لینو_فیکشن
دیدگاه ها (۰)

𓆩 پارت ۳۳ 𓆪 🖤ات آرام درِ اتاق را بست و به راهرو نگاه کرد.صدا...

مافیای من — قسمت ۲۱اسمِ مادرات چند ثانیه فقط به جونگکوک نگاه...

مافیای من — قسمت ۲۰حقیقتی که نباید می‌فهمیدات همان‌جا ایستاد...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟑 | وقتی یک نفر طرف تو می‌ایستدچند هفته گذشت.دوستی آنها...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇24ویو هویج:حیاط مدرسه شلوغ بود.زنگ تف...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_18فصل نهم | هیو...

«پشت نیمکت اخر»پارت ۴زنگ آخر خورد و همه از کلاس بیرون رفتن.ج...

چند پارتی جونگکوکپارت اول ات — ۱۹ ساله: دختری مهربان، برون‌گ...

پارت چهار قرمزی 🍨😅و... هانما یهو وحشیانه ات رو بوس کرد ات تق...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲۱صبح، فلیکس زودتر از همیشه وارد مدرسه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط