{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁷.

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁷.
፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨
𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 2



کلابی بزرگ درست وسط خیابان اصلی شهر قد کشیده بود؛ روی تابلویِ نئونی نوشته بود: Nova، که درخشش قرمز رنگی را ساتع میکرد، نمای بیرونی‌اش از شیشه‌های دودی و نورهای بنفش و آبی پوشیده شده بود که مثل نبضی آرام، روشن و خاموش می‌شدند. از پشت درِ سنگین ورودی، صدای موسیقی الکترونیک می‌آمد؛ ضرب‌آهنگی تند که انگار با دیوارها می‌لرزید. صف کوتاهی جلوی در شکل گرفته بود و هوای اطراف بوی عطرهای متفاوت و دود ملایمی داشت که در نور نئون، مثل مه نازکی شناور بود.

لوسیا با تردید قدم جلو گذاشت؛ دستش را روی شانه‌بند کیفش جا‌به‌جا کرد، یک نفس کوتاه کشید و وارد شد.

به محض عبور از در، موجی از صدا و نور یک‌باره به او برخورد کرد. موسیقی از کف سالن بالا می‌آمد، صدای خنده‌ها، فریادها، و لیوان‌هایی که به هم می‌خوردند، در هم تنیده شده بود. نورهای متحرک از بالای سر جمعیت عبور می‌کرد و سایه‌ها را روی چهره‌ها می‌لغزاند.

لوسیا چشم‌هایش را کمی ریز کرد.

با نگاهش دنبال آنا و بقیه می‌گشت اما میان این همه آدم پیدا کردنشان تقریباً غیرممکن بود؛ هر بار که فکر می‌کرد سایه‌ای آشنا دیده، نور تغییر می‌کرد و چهره عوض می‌شد.

زیر لب گفت:

_ لعنتی… کجان؟

کیفش را باز کرد، گوشی را بیرون کشید و شماره آنا را گرفت. صدای زنگ میان موسیقی گم می‌شد، اما او گوشی را نزدیک گوشش نگه داشت و کمی از جمعیت فاصله گرفت.

چند ثانیه بعد، صدای آشنا و شلوغِ پشت خط پیچید:

_ لوسیا؟ رسیدی؟....ببین ما سمت باریم، سمت چپِ سالن.

لوسیا یک انگشتش رو داخل گوشش فرو برد، تا صدایِ آنا رو بهتر بتونه بشنوه.
اخمی ریزی کرد و حرف هاش رو به خاطر سپرد، و با گفتن « الان میام» گوشی رو قطع کرد.
یک نگاه دیگر به جمعیت انداخت، دستی به موهایش کشید و به سمت سمت چپ سالن حرکت کرد.

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۵)

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۲: هن...

تک پارتی✨صدای موزیک کل سالن رو پر کرده بود و نورهای صحنه مدا...

### 👁️ پارت سوم: تالار سایه‌هاماشین رو خاموش کردم. سکوتِ سنگ...

« دختر کوچولوی من »پارت6

فیک: بابای سخت گیر من — part 16[سوآ آخرین قاشق تیرامیسو رو خ...

دختر و پارتی

درود خوشگلا بریم برای پارت چهارممم

#ارباب‌سنگدل #پارت_8فردا>>>>کوک همه جای عمارت رو گشت مهمون...

پارت چهارم:فقط چند دقیقه تا شروع کت‌واک باقی مانده بود.کمیل ...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۶جونگوک دکمه را فشار داد.کلیک!چن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط