{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تک پارتی✨

تک پارتی✨

صدای موزیک کل سالن رو پر کرده بود و نورهای صحنه مدام بین جمعیت می‌چرخید.

هزاران نفر از آرمی‌ها با لایت‌استیک‌های بنفش دست تکون می‌دادن و اسم تهیونگ رو صدا می‌زدن.

تهیونگ وسط اجرا بود؛ لبخند روی صورتش، میکروفون دستش و نگاهش بین جمعیت می‌چرخید.

تا اینکه چشمش افتاد به ردیف‌های نزدیک جلوی صحنه.

ات اونجا ایستاده بود.

با اینکه سعی می‌کرد مثل بقیه آرمی‌ها رفتار کنه، تهیونگ از همون فاصله هم شناختش.

لبخندش یه‌دفعه عوض شد.

چند ثانیه نگاهش روی ات موند.

ات هم که فهمیده بود تهیونگ دیده‌شش، سریع خندید و با دست براش قلب کوچیکی فرستاد.

تهیونگ خندید.

یکی از اعضای گروه، یونگی از کنارش رد شد و با تعجب نگاهش کرد، ولی تهیونگ فقط سرشو تکون داد و دوباره سمت جمعیت برگشت.

چند لحظه بعد، موسیقی کمی آروم‌تر شد.

تهیونگ میکروفون رو نزدیک لبش آورد و به جمعیت نگاه کرد.

تهیونگ: امشب یه نفر اینجاست که...

آرمی‌ها با هیجان جیغ کشیدن.

تهیونگ خندید.

تهیونگ: ...خیلی برام مهمه.

ات چشم‌هاشو گرد کرد.

ا/ت: نه... نه نه نه

یکی از آرمی‌های کنارش با هیجان گفت:

آرمی: کیییی؟!

تهیونگ نگاهش رو دقیقاً روی ات ثابت کرد.

بعد با صدای بلند گفت:

تهیونگ: ات! عاشقتم!

کل کنسرت منفجر شد.

آرمی‌ها جیغ می‌زدن و بعضی‌ها از شدت هیجان اسم ات رو تکرار می‌کردن.

ات با صورت سرخ دستاشو روی صورتش گذاشت.

ا/ت: تهیونگ دیوونه‌اییییی؟!

تهیونگ از روی صحنه با خنده گفت:

تهیونگ: چی؟ صدات نمیاد!

ات با خجالت دستش رو تکون داد و با لبخند و صدای بلند گفت:

ا/ت: منم عاشقتممم!

تهیونگ دستش رو روی قلبش گذاشت و با یه لبخند بزرگ سرشو پایین انداخت.

صدای جیغ آرمی‌ها حتی از موسیقی هم بلندتر شده بود.

جیمین از پشت سر به تهیونگ نزدیک شد و چیزی توی گوشش گفت.

تهیونگ خندید و جواب داد:

تهیونگ: آره، می‌دونم، امشب دیگه همه فهمیدن...

ات فقط از وسط جمعیت سرشو تکون می‌داد و زیر لب می‌گفت:

ا/ت: وقتی برگشتیم خونه، حسابتو میرسم...

تهیونگ هم از روی صحنه دوباره نگاهش کرد و با شیطنت لبخند زد.

انگار دقیقاً فهمیده بود ات چی گفته...
دیدگاه ها (۱۶)

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟼 | صدای قلبیک هفته بعد.بالاخره روز ارائه‌ی پروژه...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

تک پارتی✨عصر جمعه بود و هوا حسابی خوب و دلپذیر بود.ات دست دخ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط