رز آبی پارت ۲۳

رین: «همین خوبه.»

تمرین ادامه پیدا کرد.

این بار کایزر و میا مقابل رین و ایساگی قرار گرفتند.

میا توپ را گرفت.

رین روبه‌رویش ایستاد.

چشم‌های هر دو برای چند لحظه به هم قفل شد.

میا لبخند زد.

میا: «خب، داداش... آماده‌ای؟»

رین: «از همون اول بودم.»

میا: «اگه بردم چی؟»

رین: «نمی‌بری.»

میا: «اعتمادبه‌نفست خیلی زیاده.»

رین: «تو منو بزرگ کردی؟»

میا: «نه، ولی خیلی دوستت دارم.»

رین برای لحظه‌ای مکث کرد.

رین: «...حرف نزن. بازی کن.»

میا خندید.

میا: «باشه.»

سوت زده شد.

میا حرکت کرد.

رین مسیرش را بست.

میا تغییر جهت داد.

رین هم همراهش آمد.

کایزر از سمت راست وارد شد.

میا توپ را به او سپرد.

کایزر بلافاصله به سمت دروازه رفت.

رین جلویش قرار گرفت.

کایزر: «پس تو برادر کوئینی.»

رین: «روی بازی تمرکز کن.»

کایزر: «دارم.»

کایزر حرکت کرد.

رین توپ را گرفت.

رین: «نه، نداری.»

کایزر: «خوبه.»

چند دقیقه بعد، رین با یک پاس سریع توپ را برای ایساگی فرستاد.

ایساگی جلو رفت.

میا مسیرش را بست.

ایساگی شوت زد.

میا با واکنش سریع توپ را منحرف کرد.

کایزر توپ برگشتی را گرفت.

کایزر: «میا!»

میا حرکت کرد.

کایزر پاس داد.

میا توپ را کنترل کرد.
دیدگاه ها (۰)

سناریو قفل آبی

بازی با آتیش

مصاف تیم‌های استقلال و السد قطر با برتری ۳ بر صفر نماینده ای...

با تو! همیشه پارت ۴

دختری که مایکی رو کنجکاو کرد! پارت ۵

مصاف تیم‌های الغرافه و استقلال با برتری ۲ بر یک نماینده ایرا...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 33به سمت در حرکت کرد...

دو پارتی وقتی رفته بودی والیبال و ......‌....پارت ۱سلام من ا...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۸ | «نقشه‌ی کوچی...

𓆩 پارت ۳۳ 𓆪 🖤ات آرام درِ اتاق را بست و به راهرو نگاه کرد.صدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط