تک پارتی پارت 1

سونگمین
وقتی باهم دعوا کردین و تو انقد کیوت حرف میزنی لباس می پوشید ک اون طاقت نمیاره و میاد ازت عذر خواهی می‌کنه😂(میدونم خیالیااون منحرف دوست دارین اما اون یکیارو طبق دوست داشتن سما میزارم)


ویو سونگمین
تقریبا ا ساعت شده ک دعوا کردیم و تقصیر اونه اما عین خیالش نیسسسس خدایا ب خودم قول دادم ک دیگه ازش معذرت خواهی نکنم مگر اینکه گناه تقصیر اون باشه
هعییی گفتمو رفتم پایین (اتاقتون طبقه ی بالای و سونگمین داخل اتاق بود)

با ی صحنه ی مرگ اوررییییی روبه رو شدم یااااالاااااااااااال
ویو ت
میدونم طاقت نمیاره و میاد پیشم پس کمی اعصابشو خورد کنم
تلویزیون روشن کردم و ی لباس سفید کامفه ای پوشیدم (بنده ترکم و نمی‌دونم ب فارسی این لباس کامفا ای چی میشه شرمنده😂😂ب بزرگی خودتو ببخشید)
دستش برام بزرگ بود ی شلوار گشاد سیاه هم پوشیده بودم تقریبا کیوت شده بودم
رفتم از خوراکیاس فقط دو سه تاشو برداشتم ک حرصش بدم😂😂
اومدم دید یا خداااا
هی هی تو داری چیکار میکنید
رو مبل نشسته بودم اونم تو پله ها بود داشت میومد پایینی
از مبل سرمو چرخوندمو نگاهش کردم تو دهنم خوراکی بود بهش خندیدم
اوووو دلم ذوب شد آخه آدم انقد کیوتتنن آه ب خودت مسلط باش
رفتم جلوش بهش خوراکی دادم همینطور ک گفتم دستش برام بزرگ بود و افتاده بود رو دستم خوراکی رو سمتش گرفتم کیوت راه رفتم ب سمتش و گفتم بیا برا تو بخورسسسش

اوفففف نمیخورمممم
دفعه ی آخرت باشه ک ب خوراکیام دست میزنی ی زبونی براش دراز کردم 😛😛😛😛😛

چرخید نگاهم کرد همینجوری خشک موندپپد خدایا آخه این دختر چقد کیوتههه🥹🥹🥹🥹
ولش کن
ویو سونگمین رفتم دوباره بالا ب اتاق
داشتم با گوشی ور می رفتم دیدم ک درو وا کرد همینجوری کیوت گوشبو ازم گرفت و سرشو گذاشت رو سینم و گفت خوابم میاد
البته بگم ک موهامونو از بالا دوم اسبی کرده بودم موهامو کوچیکه بود

چرخیدن بهش نکا کردم بالا تو می‌خوایی منو بکشی
چرا ببینم خیلی کیوت شدم
ی بوس بده ببینم
من باهات قهر یادت نیس
خب میتونی عذر خواهی کنی
یااااالاا
خندیدم بهش داشتم همینجوری می‌خندیدم ک (رو تخت نشسته بودیم)
منو چرخوند و لباشو آروم گذاشت رو لبام و زود جدا شد همینجوری بهم نکا کرد با تعجب و منم با غرور رو زانو هام نشستمو صورتمو بردم جلوش و داشتم عاشقانه نگاهی می کردم
یکی از دستامو رو ی طرف صورتش گذاشتم و گفت اگه عذر خواهی کنی ادامه میدم
من من اوفففف من عذر میخوام
و یدونه بوسه ی کوچیکه رو س لباش گذاشتم
خندیدم بغلم کردددد.
‌
خب دوستان سلام
ببخشید تک پارتی دیر شد چون وقت نبودم
زیاد حالمم خوب نبود شرمنده😔
دیدگاه ها (۱)

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

رین بخواد خودکشی کنه*ویو ا.ت*یروز خیلی بد رو شروع کردمبا رین...

تو پارک بودم،ديدم ي پسره دستاشو گرفته سمت آسمون دلم سوخت،فک ...

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part4خندیدم_خب پس پاشو بیا تو تا بچت...

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

وقتی درسش بد بود و..

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

عشق خیانت انتقام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط