{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*📝 نماز ، نماز ، نماز*

*📝 نماز ، نماز ، نماز*

*مادر بزرگ شهید ‎جهاد مغنیه میگفت:
مدت طولانی بعد شهادتش اومد به خوابم
- بهش گفتم:چرا دیر کردی؟
منتظرت بودم!
- گفت: طول کشید تا از بازرسی ها
رد شدیم.
- گفتم :چه بازرسی؟!
- گفت:بیشتر از همه سر
بازرسی ‎نماز وایستادیم...
بیشتر از هم
درباره نمازصبح میپرسیدن‼️

⛔ رفیق! نماز ، حتی با شهید هم شوخی ندارد
دیدگاه ها (۰)

چند پارتی

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 193♡⁠。⁠)⁩هق هق ...

پارت ۳۰ ساعت نزدیک یازده شب بود که بالاخره از خونه‌ی مادربزر...

رمان خبر ممنوعه پارت چهارم ۴

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟖 🎤🪽𓂃 ࣪˖ ִֶָ «امشب دیگه نمی‌خوام ...

فیک : بین راندها

رمان آرام باش

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۸ *رضا*خواستم آرش(مو فرفری حنایی)ر...

فصل اول_آغاز سرنوشت

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟑𝟎جیمین:خب من 25 سالمه. جونگکوک:هووف انگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط