سناریو
#سناریو
#درخواستی
#جونگین
+خب از الان تا سه ساعت دیگه دوربین فیلم میگیره...
ساعت ۹:۱۲ شب
ویو ا.ت
آروم آروم چشمام رو باز کردم و دیدم تو بیمارستانم
-م....مامان
دل درد شدیدی داشتم و چیزی ازامروز یادم نمیومد فقط میدونستم تو اتاق توپ ها....
-وایسا ببینم من اینجا چیکار میکنم ! چرا هیچی یادم نیست
( دوست ا.ت میاد تو اتاق )
یونا : × { دوستان عزیز یونا اسم دوست جدیدمه برا همین اسم اونو تو سناریو میزارم }
×به هوش اومدی ؟
-آره
×دلت درد میکنه ؟
-هوم تو از کجا میدونی ؟
×از دوستای جونگین شنیدم چی شده
-وایسا ببینم امروز نه نهههههه
×آروم باش جات امنه
-پدرو مادرم میدونن ؟
×نه بهشون گفتم پیش منی اگه بفهمن چیشده بین خونواده یانگ و کیم جنگ بزرگی میشه
-جونگین کجاست ؟
×نمیدونم....سر قبر منه
-اعهههه من باید برم خونمون
×باشه میرسونتم
....امارت کیم......
-من اومدم
م.ت : اوه دخترم فکر کردم امروز نمیای
-خستم بود برگشتم
پ.ت : چرا اومدی ؟ من دوستامو دعوات کردم
-من توی اتاقم میمونم
پ.ت : خوبه ولی پنجره رو باز نکن چون اتاق تو توی دید همه ی مهموناست
-چشم
-کدوم از دوستاتون هستن ؟
پ.ت : خونواده هان ، پارک ، پی و یانگ
-چییییی یانگگگگ پسرشم هست ؟
پ.ت : آره چرا نباشه تو و یانگ جونگین و پی یول ( کمبود اسم 😑 ) توی یه مدرسه هستین چرا ازشون بدت میاد
-هیچی بهشون بگو من نیستم خونه
م.ت : خب در اتاقتو قفل نکن تا اگه چیزی شد بهت بگیم
-چشم من میرم بالا
اخخخخخخ آخه چرااا پسره ی بی شعور امیدوارم بمیره
ادامه.....
دوستان عزیز گشادیم میاد ادامشو بنویسم براهمین شب ادامشو میزارم🤡
iris
#درخواستی
#جونگین
+خب از الان تا سه ساعت دیگه دوربین فیلم میگیره...
ساعت ۹:۱۲ شب
ویو ا.ت
آروم آروم چشمام رو باز کردم و دیدم تو بیمارستانم
-م....مامان
دل درد شدیدی داشتم و چیزی ازامروز یادم نمیومد فقط میدونستم تو اتاق توپ ها....
-وایسا ببینم من اینجا چیکار میکنم ! چرا هیچی یادم نیست
( دوست ا.ت میاد تو اتاق )
یونا : × { دوستان عزیز یونا اسم دوست جدیدمه برا همین اسم اونو تو سناریو میزارم }
×به هوش اومدی ؟
-آره
×دلت درد میکنه ؟
-هوم تو از کجا میدونی ؟
×از دوستای جونگین شنیدم چی شده
-وایسا ببینم امروز نه نهههههه
×آروم باش جات امنه
-پدرو مادرم میدونن ؟
×نه بهشون گفتم پیش منی اگه بفهمن چیشده بین خونواده یانگ و کیم جنگ بزرگی میشه
-جونگین کجاست ؟
×نمیدونم....سر قبر منه
-اعهههه من باید برم خونمون
×باشه میرسونتم
....امارت کیم......
-من اومدم
م.ت : اوه دخترم فکر کردم امروز نمیای
-خستم بود برگشتم
پ.ت : چرا اومدی ؟ من دوستامو دعوات کردم
-من توی اتاقم میمونم
پ.ت : خوبه ولی پنجره رو باز نکن چون اتاق تو توی دید همه ی مهموناست
-چشم
-کدوم از دوستاتون هستن ؟
پ.ت : خونواده هان ، پارک ، پی و یانگ
-چییییی یانگگگگ پسرشم هست ؟
پ.ت : آره چرا نباشه تو و یانگ جونگین و پی یول ( کمبود اسم 😑 ) توی یه مدرسه هستین چرا ازشون بدت میاد
-هیچی بهشون بگو من نیستم خونه
م.ت : خب در اتاقتو قفل نکن تا اگه چیزی شد بهت بگیم
-چشم من میرم بالا
اخخخخخخ آخه چرااا پسره ی بی شعور امیدوارم بمیره
ادامه.....
دوستان عزیز گشادیم میاد ادامشو بنویسم براهمین شب ادامشو میزارم🤡
iris
- ۲۴.۵k
- ۰۴ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط