{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان شراب عشق

رمان شراب عشق


راستی خواهرمم حالش خوب شده. دقیقا همون شبی که

متوجه شدیم امیر فوت کرده؛ از بیمارستان مرخص شد.

#شایان

دلم دیانا رو میخواست؛ درسته کل دختره دیگه بودن ولی دیانا

از همشون خوش اندام تروجذاب تر بود وایییی🤤

خدمت کارا نوشیدنی آوردن الکل تند برداشتم؛ مست مست بودم

الان . وقت لبای دیانا رو میخواستم دلم دوباره برای بدنش تنگ شده بود

لایپ هارو خاموش کردن و فقط رقص نور بود ارسلان رو دور و ورم

نمیدیدم. بهتر موقع بود دیانا تنها داشت یک گوشه از استخر بقیه

را نگاه میکرد از پشتت رفتم و پشت بغلش کردم دیانا از ترس هنی

کشید و با صدای لرزون گفت:

_شا... شایان.. ولم. کن

دستم رو بردم زیر ش*ر*ت مایووش چون تاریک بود هیچ کس متوجه

ی ما نمیشد ک*ص*ک*ش اش رو مالیدم که بدنش سست شد و لم داد

توی بغلم سرش رو روی سینم گذاشت. به مالیدن ادامه دادم؛ که آه و

ناله اش بیشتر شد؛ بیشتر توی بغلم ولو شد از لبش بوسه ی کوتاهی

کردم. از لیوان شرابی که بغل استخر بود به دیانا دادم تا بخوره..............
دیدگاه ها (۱)

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_7ویو میراچند ثانیه بعدسه...

تک پارتیا/ت_جینسلام من ا/ت هستم ۲۴ سالمه با جین تازه ازدواج ...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت دهمویو تهیونگهمون روز، جیمین زن...

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

𝓛𝓲𝓽𝓽𝓵𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓼𝓸𝓷𝓮𝓻 [𝓹𝓪𝓻𝓽 ³⁰]*تهیونگ ویو*دکمه‌ی طبقه‌ی سوم را فش...

سکوت پیست²Part:³(ویو مری)با حرکت چیزی روی صورتش از خواب بیدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط