من شیفته‌ی خوشی‌های ساده‌ام، مثل گوش دادن به یک موسیقی خو

من شیفته‌ی خوشی‌های ساده‌ام، مثل گوش دادن به یک موسیقی خوب، کنار کسی که دوسش داری، بدون اینکه حرفی بهم بزنیم، مثل دراز کشیدن روی سرامیک سرد، مثل دیدن رنگ نارنجی آسمون موقع غروب، مثل بیخودی خوندن با صدای بلند، مثل خندیدن موقع فکر کردن به یک خاطره قشنگ، اینکه یکی بهت یک شاخه گل هدیه بده، و بگه این مال توئه، از طرف من! حتی خنکی اونور بالشت، یا اینکه توی یک کافه، توی غروب پاییز، واست صندلی رو بکشه بیرون تا بتونی روبروش بشینی، مثل شنیدن اسم خودت واسه اولین بار از زبون یک دختر کوچولو، مثل شنیدن صدای نفس‌های کسی که به عشق اون نفس میکشی، من شیفته‌‌ی همین خوشی‌های ساده‌ام …



#Baran
دیدگاه ها (۳)

پارت بیستم《Custom kiss》 ویو تهیونگ:+توی ...

I want to love you forever part 1

the missing link part¹²ووجین با یه حرکت یکی از ابزار های دند...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۸: فض...

واکس حتی به الستور نگاه هم نکرد. مستقیم رفت سمت لوسیفر. لوسی...

**پارت ۲۵**صدای لرزانِ یونا پشتِ درِ اتاق پیچید، اما جونگکوک...

شاهکاری به نام دروغ

پارت ۴۷هنوز همهمه‌ی مهمان‌ها درباره‌ی تصمیمِ آقای کیم و خروج...

### پارت دوم: «طنینِ خون و سکوت»گلوله مثل یک روحِ سرگردان در...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p55اما قبل از اینکه چیزی بگه، خدمتکار جوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط