unknown
unknown
part¹²
ووجین با یه حرکت یکی از ابزار های دندونپزشکی رو برداشت و با اون یکی دستش شونه های سوهی رو گرفت و اونو از پشت چسبوند به خودش
ابزار تیز رو چسبوند به گلوی سوهی و توی گوش دختر جوری که صدای نفس نفس زدنش رو میشنید زمزمه کرد
ووجین: اگه میخوای زنده بمونی و بتونی نفس بکشی این حرفایی که بهت میگم رو موبه مو به اون زنیکه ای که پشت دره میگی ،
خطایی ازت سر بزنه سرت رو از بدنت جدا میکنم ، فهمیدی؟
سوهی که تمام بدنش مور مور شده بود و دست هاش از استرس میلرزید با تردید سرش رو به منزله (فهمیدم) تکون داد
ووجین: خوبه ، تکرار کن ، ببخشید خانم لین شما میتونید برید من کلید رو به نگهبانی تحویل میدم
آقای یون امروز حالشون خوب نبود و سردشون بود گفتم در ور ببندم که سرما اذیتشون نکنه ، همه چی مرتبه روزتون بخیر
سوهی سعی میکرد جملات رو مو به مو و بدون اینکه لرزشی توی صداش حس بشه تکرار کنه
خانم لین که دید انگار اوضاع نرماله خداحافظی کرد و رفت
ووجین بعد اینکه مطمعن شد رفته ، سوهی رو ول کرد ، همون موقع گوشیش زنگ خورد
ادامه دارد..
#فیک
#فیکشن
#fake
part¹²
ووجین با یه حرکت یکی از ابزار های دندونپزشکی رو برداشت و با اون یکی دستش شونه های سوهی رو گرفت و اونو از پشت چسبوند به خودش
ابزار تیز رو چسبوند به گلوی سوهی و توی گوش دختر جوری که صدای نفس نفس زدنش رو میشنید زمزمه کرد
ووجین: اگه میخوای زنده بمونی و بتونی نفس بکشی این حرفایی که بهت میگم رو موبه مو به اون زنیکه ای که پشت دره میگی ،
خطایی ازت سر بزنه سرت رو از بدنت جدا میکنم ، فهمیدی؟
سوهی که تمام بدنش مور مور شده بود و دست هاش از استرس میلرزید با تردید سرش رو به منزله (فهمیدم) تکون داد
ووجین: خوبه ، تکرار کن ، ببخشید خانم لین شما میتونید برید من کلید رو به نگهبانی تحویل میدم
آقای یون امروز حالشون خوب نبود و سردشون بود گفتم در ور ببندم که سرما اذیتشون نکنه ، همه چی مرتبه روزتون بخیر
سوهی سعی میکرد جملات رو مو به مو و بدون اینکه لرزشی توی صداش حس بشه تکرار کنه
خانم لین که دید انگار اوضاع نرماله خداحافظی کرد و رفت
ووجین بعد اینکه مطمعن شد رفته ، سوهی رو ول کرد ، همون موقع گوشیش زنگ خورد
ادامه دارد..
#فیک
#فیکشن
#fake
- ۱۶۲
- ۱۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط