من تاحالا رل نداشتم ولی وقتی عکس واقعی مو نشون به پسرا ای

من تاحالا رل نداشتم ولی وقتی عکس واقعی مو نشون به پسرا اینقدر حرفای عاشقانه بهم میزنن منم خوشم اومد ولی زیاد نه میگفتن رلم شو رلمشو منم گفتم نه و دیگه به کسی خوده واقعی مو نشون ندادم واقعن دلم یه رل میخواد که بخواترم دروغ بگه این ستا عکسو می‌بینید اینا زندگی مو تغیر دادن این پسرها من بخودم گفتم برای چی باید زندگی کنم وقتی وسی رو ندارم ولی اشتباه میکردم من این پسرا رو دارم اونا بهم یاد دادن که ناراحت نباشم من باید تا آخر زندگیم خوشحال باشم از وقتی این پسرااومدن توی زندگیم یه تغیراتی ایجاد شد اونا الگوی من هستن و من همیشه کنارشون هستم
دیدگاه ها (۰)

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بودپارت ۱🔑ویو مینا:نشسته بو...

امروز پسرا لایو بودننن𓂃 ࣪˖ ִֶָ ➜هوبی🐿: ریش من تقریباً اصلاً ...

رمان: وصلتِ آتش و یخقسمت دوم: ائتلافِ اجباریتوی پارکینگِ خون...

I'm not jealous part 53خلاصه پدربزرگت به حدی به دایی بزرگت ا...

سلام بچه ها اومدم اولین فیلم رو بدم بیرون که فقط هم همین یه قسمته ببخشید اگه بد بود فقط یادتون بمونه

رمان عشق ممنوع

وقتی مجبور بودی نقش معشوقه اش رو بازی کنی💚 پارت ۳وقتی وارد م...

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part2+کاشکی کلا امروز نیاد واقعا حوص...

★دوست بچگی...(p⁶(endعمیقاً احساس میکردم دارم با یک غریبه حرف...

وقتی دوست پسرت بود💛پارت ۱ ویو جولیکا:داشتیم نوشیدنی میخوردیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط