از بس حرف نگفته دارد،
از بس حرف نگفته دارد،
چندتا ی را برای خدا گفتم
لبخند زد. .!
به آدم گفتم،
هاج و واج مونده، !
به حوا گفتم گریست،
به درخت گفتم لرزید،
به آسمان گفتم غرید
به ستاره گفتم چشمک زد
به خورشید گفتم کسوف شد،
به ابر گفتم بارید
اما،
به تو گفتم بی انصاف رفتی، !
وهرگز پشت سرت را نگاه نکردی، !
وهرگز پشت سرت را نگاه نکردی، !
چندتا ی را برای خدا گفتم
لبخند زد. .!
به آدم گفتم،
هاج و واج مونده، !
به حوا گفتم گریست،
به درخت گفتم لرزید،
به آسمان گفتم غرید
به ستاره گفتم چشمک زد
به خورشید گفتم کسوف شد،
به ابر گفتم بارید
اما،
به تو گفتم بی انصاف رفتی، !
وهرگز پشت سرت را نگاه نکردی، !
وهرگز پشت سرت را نگاه نکردی، !
- ۱.۸k
- ۲۶ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط