بهش گفتم وقتی باهات اشنا شدم

بهش گفتم وقتی باهات اشنا شدم
اولین چیزی که بهش اشاره کردم این بود که گفتم من خیلی زودرنجم!
مثلا یبار صدات کنم بجا 'جانم'بگی 'بله'
دلم میگیره!
قلبم میشکنه!
گفتم مثلا اگه برات قلب بفرستم بهم لبخند بزنی دلم میگیره!
یا اینکه اگه بهت بگم بیا همو ببینیم و بگی اون روز کار داری
ناراحت میشم
به نظرت تا الان چندبار این اتفاقا و اتفاقای دیگه که گفتم ناراحتم میکنه رو انجام دادی؟
با همون غرور همیشگیش نگام کرد و لبخند نصفه و نیمه ای زد و باد انداخت تو غبغبش و گفت خب معلومه!هیچکدومش
چون ندیدم ناراحت باشی
نیشخندی زدم
گفتم میدونی چه اشتباهی کردم؟!یادم رفت همون اول بهت بگم که من خیلی زودرنجم شاید خیلی جاها ازت ناراحت شم
ولی زبونِ گلگی ندارم!
من حرف نمیزنم !نمیام باهات دعواکنم !هیچی نمیگم
فقط بهت لبخند میزنم و به گفتن یه اکی بسنده میکنم!چون من نمیخوام عزیزامو محاکمه کنم
ولی تو خودت باید بفهمی !اون موقع ها که پیامتومیخونم و چند دقیقه زل میزنم به پیامات و جوابتو نمیدم باز تایپ میکنیو میبینی درجا سین میخوره،باید بفهمی از حرف قبلیت دلخور شدم و دارم باخودم کنارمیام!
اون موقع ها که بعد از تلفن حرف زدنامون انلاین نمیشم باید بفهمی ناراحتم
یا بعد از هراکی که افلاین میشم و تاساعت ها سراغت نمیام باید بفهمی دلخورم کردی!
یادم رفت بهت بگم که من دلخوریامو به زب
دیدگاه ها (۵)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part37نیشخند مسخره ای زدسعید:دوست کدوم دوست ا...

#سناریوموقعیت: وقتی از دستمون عصبانی‌ان و وقتی می‌خوایم از د...

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۲رفته بودی...

Do I love him, or do I hate him?p:³رفتم جلوی در مهد کودک تا ...

True Love⑨تهیونگچند روز از اون شامی که خوردیم گذشته بود حرفا...

حرفش با داد اوسامو قطع شد:چی برای خودت داری میگی موری؟داری م...

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

You are mine...⁴[ویو نیلا]بعد از اینکه همه رفتن،جونگکوک از ر...

پارت ۱۶ — حرفی که بالاخره گفته شدعصر آرامی بود. نیلسو و جونگ...

سناریو کازتورا پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط