رمان گناهکار قسمت هشتم (618 )

کتابخانه نودهشتیا
گناهکار
fereshteh27 کاربر انجمن نودهشتیا
نمی گه و حالا اومده و داره جسم و روحمو ازم میگیره جسمی که به امید اون زنده است و حالا .... غریبانه زل میزنه توی چشمام و می
که من اونی که تو فکر می کنی نیستم.
ولی من مطمئنم مطمئنم که اون آرشامه نه آرتام
پری دلی به لحظه امون بده تا برات توضیح بدم.
چیو میخوای توضیح بدی؟ من تو رو مثل خواهرم میدونستم تو دوستم بودی چرا پری؟ چرا ازم پنهون کردی؟ تو که اون روز گفتی دیدیش پس چرا بهم نگفتی برادر امیر آرشامه؟
با بغض نشست روی تخت چون نیست اون آرشام نیست دلی چرا حرفمو باور نمی کنی؟
بلندتر از حد معمول سرش داد زدم اون آرشامه هیچ کس به اندازه ی من اونو نمی شناسه چطور میشه که دو نفر تا این حد به هم شبیه باشن؟
منم اینو نمی دونم ولی دیدی که امیر عکس بچگیاشونو نشونمون داد خودشم که داره میگه اسمش آرنامه، هیچ تصادفی هم نکرده که بگیم حافظش رو از دست داده مادرش مهنازه و امیرم برادرش همه هم به اسم آرتام سمایی می شناسنش. دیگه چی رو باید ازت پنهون
کنم؟
خیلی خب مگه نمیگی اون آرشام نیست؟ پس چرا اون روز بهم نگفتی که این قدر بهش شبیه؟ اینو چرا ازم مخفی کردی؟
چی باید می گفتم؟ میگفتم برادر شوهرم کپی شوهرته؟ کسی که سال هاست داری انتظارش رو میکشی؟ دلی به خدا قسم هر کاری که
کردم فقط به خاطر خودت بوده چون دوستت دارم.
با در موندگی نشستم کنارش و سرم رو توی دست گرفتم.
خستم خیلی خسته حس میکنم رسیدم ته خط بریدم بری دیگه نمی تونم ادامه بدم.
دستشو گذاشت پشتم.
اینو نگو تو زن قوی هستی میدونم سخته جدایی و تنهایی آدمو از پا در میاره اما محض رضای خدا به کم هم به فکر خودت باش تا کی میخوای توی رویا و خیال زندگی کنی؟ به خودت بیا دلارام
شونه هام از زور هق هق می لرزید.
نمی تونم.
چرا میتونی فقط نمیخوای تو داری به خودت تلقین میکنی که به روز آرشام بر میگرده در صورتی که نمی خوای حقیقتو قبول
کنی حقیقت همینه که با چشمات شاهدش هستی
از جام بلند شدم با پشت دست اشکامو پاک کردم.
بس کن پری تمومش کن بذار تنها باشم.
دیدگاه ها (۰)

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم𝑷𝒂𝒓𝒕 12 | سورپرایز مخصوص توبعد از تم...

پارت دومیشل: چی نه نه چی داری میگی ببین من معذ..معذرت میخوام...

عرررررررر

اهنگ پست دوم جانگ کوکترجمه اهنگترجمه متن آهنگ بیا توی خیابون...

...ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ‎──‎ ꫂ᭪݁ ──────────────مثل آخرین برگ‌های پاییز که ف...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت پانزدهمیونا با دست‌های لرزون به ...

# 🥀 ادامه: «سکوتِ دوباره، اما این‌بار امن»یک ماه از اون روز ...

وقتی قلبی رو عاشق خودت کردی 🍁🍂وقتی وجودی رو وابسته خودت کردی...

𓆩 پارت ۶۸ 𓆪 🖤ات با ناباوری به مرد خیره شد.— تو از کجا منو می...

پارت دو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط