سناریو

#سناریو
وقتی جلو خانوادت میبوس*دت

نامی: اوفف ا.ت تو چقدر شیرینی
ا.ت: نامییییییی جلو مامان بابام اینکارو نکن
نامی:باشه حالا یه ب.و.س بود میگه

جین: ا.تتتت یه جوری چپ چپ نیگا میکنی انگار مامان و بابات این کارا رو نکردن تازه اونا از ما بیشتر کردن که الان ۱۰ تا بچه دارن

شوگا: ا.ت اینطوری بهم نگا نکن خب چیکار کنم خیلی شیرینی

هوپی: سانشاینم غلط کردم

جیمین: باشه حالا تو هم هی چپ چپ نیگام کن بریم خونه دارم برات

تهیونگ: خب ا.ت نمیشه تحمل کرد تو خیلی خوشمزه هستی بیبی من
ا.ت:عههه تهیونگ آروم ترررر
تهیونگ:عههه خا حالاااا

جونگکوک:ا.ت اونجوری نیگام نکن میترسم { آخ من فدات شم}
دیدگاه ها (۴)

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

My Boy❄

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

🩷 hׁׅ֮υׁׅꭈׁׅtׁׅ — پارت سومروز بعد، ا/ت طبق معمول بعد از کلاس...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟹 | صدایی که پنهانش کرده بودکافه‌ی کوچکی نزدیک دان...

چند پارتی

ادامه قبلی

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

ریاکشن پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط