#به.وقت.ترس

#به.وقت.ترس
میترسی چون اون دست بریده ای که از زیر تختت بیرون میاد تخیل نیست
میترسی چون اون چشمی که از لای در کمد نگات میکنه هنوز اونجاست
میترسی چون وقتی به خواب عمیقی فرو میری بالای سرت می ایسته و به تو خیره میشه....
میترسی چون اون منتظره تو تنها بشی
و اون لحظه میتونی ببینیش که با پاهایی بریده به کمک دست هاش به سمتت میاد....
و تو راه فراری نخواهی داشت...

#ترسناک
#خاص #جذاب #زیبا #شیک #لاکچری
دیدگاه ها (۱۹)

سناریو🥂

**پارت ۱۹**جونگکوک تو رو به اتاقِ بزرگ و باشکوهِ خودش برد؛ ا...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:2پاتو از اون خون...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

#تکپارتیموضوع:(صبح بعد از راب٫طه)بنگچان/ا.تدرحالی که ملافه س...

#تکپارتیموضوع:(وقتی به ریچارد بیشتر از تو اهمیت میده و تو عص...

پارت دو

#تکپارتیموضوع:(وقتی پات پیچ خورده و نمیتونی راه بری اون میبی...

scenario #سناریو وقتی رژیم گرفتی و فشارت میوفته بیهوش میشی (...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط