فیک عشق شیشه‌ای پارت 5

ا.ت: اصن ب م چ مگه منو ادم حساب میکنین
داشتم میرفتم اتاق ک
م ا.ت: ا.ت
ا.ت: هوم
م ا.ت: بیا بغلم..
واییی دلم برا بغل مامانیم تنگیده بود.. بخاطر همین سریع رفتم بغلش
م ا.ت: هنوزم بچه ای
ا.ت: هوم
ویو ته:
ب کوک گفتم تا چن روز جانگو بترسونه.. کاری میکنم خدش بیاد جای خاهرمو بگه
دلم خیلی براش تنگ شده با اینکه همش ۴ سالش بود ولی..
راوی:
ته داش خاطراتشو ب یاد میاورد ک قلبش تیر کشید..احساس بدی داشت خانوادش اون دختر رو نمیخاستن
کم کم گریش در اومد
ولی اونا با خاهرش چیکارر کردن؟
پرش زمانی بچگی خاهر ته:
ته: بابا نزنش تروخدا اون نمیتونه درس حرف بزنه(با گریه
ب ته: هیش..اصن دختر بدرد نمیخوره تازه جانشینمم نمیشه ت خانواده
ته: بابا بخدا م اتیش درس کردم
م ته: نزنش تروخداا
ب ته: ازش طرفداری نکنینن..میدنش ب یکی هرکاری میخاد باهاش بکنه
م ته: ن..
ب ته: خفه شین..میدمش ب پارک ک بدش ب یکی
ته: پارک کیه اصن بدش ب خدمممم
ب ا.ت: اون مرده خوبیه..ولی بعضی وقتا..
م ته: نکن کیممم
پرش زمانی حال:
بعد چن ساعت گریه کردن پاشد رف دوش بگیره تا حالش بهتر شه
چن روز بعد ویو ته:
باید دوباره برم پیشه اقای پارک حالم خوب نی اون حالمو همیشه بهتر می‌کنه هففف

(حمایت کنیددد
میدونم کم شد ولی بجاش امرو ی پارت دیگه ام میزارم
#اصکی_ممنوع
#وانشات
#فیک
دیدگاه ها (۰)

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

سناریو سائه پارت اخر

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

متیو و دختری از جنس دریا p3

•~•~•پیوند اجباری : قسمت دوم•~•~• + جعون ا/ت... که تهیونگ د...

part ⁵ویو اتصبح با سردرد و بدن درد شدیدی از خواب بیدار شدم آ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘part 2 سایه و وسوسهم.ل : لیویا چند سال ...

part66. . (smat) اجازه نداد جوابشو بده و بومو دنبال خودش کشی...

لارا:من برم دیگهکوک:خجالتم خوب چیزیع ته: باور کن ت ......کوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط