{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی سالگرد تلخ‌ترین اتفاقات زندگی‌مان درست در یک شادیِ ع

گاهی سالگرد تلخ‌ترین اتفاقات زندگی‌مان درست در یک شادیِ عمومی گم می‌شود که تا بخواهی بگویی امروز نبودنش به سالها کشیده است، چهره‌ها درهم می‌روند که تلخ نگویی.. نفوس بد نزنی.. گاهی حواسمان باید بیشتر باشد به دلی که کنار همین پیام‌های جورواجور و عروسک‌های کوچک و بزرگِ قرمز می‌تواند آرام‌ و بی‌صدا بشکند و پیری‌اش را به تماشا بنشیند.
حواسمان باشد میان این جار زدن ها هستند کسانی که از تمام روز عشق فقط "خاطراتش" را دارند..حس لمس دستانش.. بوی عطری که هیچگاه رهایشان نکرده است.. حواسمان باشد شاید کسی درست حوالیِ همین روز، آدمِ رفته‌ای را از دست داده است و حالا میان حجم عظیمی از تنها نبودن‌ها، تنها مانده است..
حواسمان به قلب‌هایشان.. به جنونِ بغل دستی‌مان.. حواسمان به غمِ پنهان شده‌ی پشت این تظاهرها بیشتر باشد. گاهی همینقدر ساده می‌توان، نبودن کسی را به یاد خیلی‌ها آورد..
دیدگاه ها (۱۸)

​گاهی تنهایی، فقط خلوت‌کردن با خودت نیست؛ یک سکوت سنگین و کش...

🎭🖤 آخرین نقش 🖤🎭گاهی زندگی، ما را مجبور می‌کند نقشی را بازی ک...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ²« y.n »صبح با نور ط...

سلام و ارادت به همه‌ی دوستان عزیز و همراهان همیشگی‌ام 🤍🌱به‌خ...

گاهی سالگرد تلخ‌ترین اتفاقات زندگی‌مان درست در یک شادیِ عموم...

بعضی رفتن‌هادر را محڪم نمی‌بندندآرام می‌روندبی‌صداطوری ڪه تا...

و راستش را بخواهی حالا که فکرش را میکنم دلم میخواهد برگردم.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط