{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

​گاهی تنهایی، فقط خلوت‌کردن با خودت نیست؛ یک سکوت سنگین و

​گاهی تنهایی، فقط خلوت‌کردن با خودت نیست؛ یک سکوت سنگین و کش‌دار است که توی تمام زوایای خانه و اتاقت پهن می‌شود. مثل غروب یک روز ابری، وقتی که همه‌چیز هست، اما هیچ‌کس نیست.

​تلخ‌ترین قسمت تنها ماندن این است که کم‌کم یاد می‌گیری چطور با دیوارهای اتاق دردِدل کنی، چطور چای‌ات را سرد بنوشی و چطور با خنده‌های بی‌دلیل، نبودنِ دیگران را سانسور کنی. آدم در تنهایی از پا نمی‌افتد، بلکه آهسته و بی‌صدا خرد می‌شود؛ درست مثل تَرَکی روی شیشه که هیچ‌کس متوجه‌اش نمی‌شود تا زمانی که کاملاً فرو بریزد.

​دیگر منتظر هیچ زنگی نیستی، منتظر هیچ قدمی روی پله‌ها، و هیچ «کجایی؟»ِ نگران‌کننده‌ای از سمت کسی. تنهایی یعنی همین: میان آدمیانی، اما فرسنگ‌ها دورتر؛ انگار جهان رفتارش را با تو ادامه می‌دهد، بی‌آنکه حضورت برای کسی تفاوتی داشته باشد.
دیدگاه ها (۲)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌78حدود نیم ساعت گذشت.صدای قدم‌هایی روی س...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲۰حیاط مدرسه شلوغ بود.اما برای چهار آل...

خطوط قرمز و لمس‌های ممنوعه (۱)

تکاپو پارت 102: چرا نمیتونم حلش کنم؟... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍دیمیتریوس ...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

میبخشی پارت ۳

پیمان نقره ای

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹¹فضای استودیو، ترکیبی از آرامش و ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁰. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.تهیونگ چند ثانیه ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش اول_ حضورش برایم هیچ اهمیت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط