{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

​گاهی تنهایی، فقط خلوت‌کردن با خودت نیست؛ یک سکوت سنگین و

​گاهی تنهایی، فقط خلوت‌کردن با خودت نیست؛ یک سکوت سنگین و کش‌دار است که توی تمام زوایای خانه و اتاقت پهن می‌شود. مثل غروب یک روز ابری، وقتی که همه‌چیز هست، اما هیچ‌کس نیست.

​تلخ‌ترین قسمت تنها ماندن این است که کم‌کم یاد می‌گیری چطور با دیوارهای اتاق دردِدل کنی، چطور چای‌ات را سرد بنوشی و چطور با خنده‌های بی‌دلیل، نبودنِ دیگران را سانسور کنی. آدم در تنهایی از پا نمی‌افتد، بلکه آهسته و بی‌صدا خرد می‌شود؛ درست مثل تَرَکی روی شیشه که هیچ‌کس متوجه‌اش نمی‌شود تا زمانی که کاملاً فرو بریزد.

​دیگر منتظر هیچ زنگی نیستی، منتظر هیچ قدمی روی پله‌ها، و هیچ «کجایی؟»ِ نگران‌کننده‌ای از سمت کسی. تنهایی یعنی همین: میان آدمیانی، اما فرسنگ‌ها دورتر؛ انگار جهان رفتارش را با تو ادامه می‌دهد، بی‌آنکه حضورت برای کسی تفاوتی داشته باشد.
دیدگاه ها (۰)

خیانت، فروپاشیدنِ بی‌صدای یک اعتماد نیست؛ خُرد کردنِ روحِ ان...

انسان بودن، فقط یک زیستنِ ساده در بستر زمان نیست؛ یک سفر مست...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌78حدود نیم ساعت گذشت.صدای قدم‌هایی روی س...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲۰حیاط مدرسه شلوغ بود.اما برای چهار آل...

دو پارتی از نامجون پارت ۲از آشپزخانه صدای باز شدن یخچال و ظر...

خطوط قرمز و لمس‌های ممنوعه (۱)

تکاپو پارت 102: چرا نمیتونم حلش کنم؟... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍دیمیتریوس ...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

میبخشی پارت ۳

رمان: گرفتار توپارت ۱۵ (بخش دوم: آرامشِ قبل از طوفانِ دوباره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط