قربون روزایی که کسی به داشته‌هاش فخر نمی‌فروخت و کسی از ن

قربون روزایی که کسی به داشته‌هاش فخر نمی‌فروخت و کسی از نداشته‌هاش خجالت نمی‌کشید… 💔

روزایی که قناعت جای حسادت رو گرفته بود و خوشبختی به بیشتر داشتن گره نخورده بود… حیف که بین این همه خواستن، یادمون رفت از داشته‌هامون لذت ببریم… 🍃


💯
دیدگاه ها (۰)

وقتی دیر میای خونه (Part 3) 🖤هنوز سرم پایین بود که دستش رو ز...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام توP.15(روایت از زبان ا.ت)ج...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۳دست‌های جونگکوک هم...

پارت۷کاتسوکی بعد از اینکه ایزوکو رفت، چند لحظه همون‌طور توی ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p77..............صبح، قلعه آروم‌تر از هم...

پارت ۴۵

« لایک نکنید شب میام تو خوابتون🙄🌗»وقتی طراح لباسشی و اون عاش...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۸ پارتباد ملایمی لابلای ب...

سناریو سانزو

پارت ۴۴ آن شب تهیونگ با چند تا از دوست‌هاش بیرون رفته بود.قر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط