هوشنگ دیناروند شاعر شوشی
آقای "هوشنگ ديناروند" شاعر خوزستانی، در ۲۹ شهریور ماه ١٣٥٣ خورشیدی، در شوش به دنیا آمد.
او که دارای مدرک کارشناسی مدیریت دولتی و کارمند دادگستری است؛ سرودن شعر را از سال ١٣٧٢، آغاز کرد و سبک کلاسیک را برگزید و قالبهای غزل، رباعی و مثنوی را برای سرودن اشعار خود انتخاب کرد و نخستين شعرش در مجموعهای از شعرهای آيينی كه به كوشش حوزه هنری خوزستان منتشر شد به چاپ رسيد.
دیناروند مسئول انجمن شعر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شوش بوده است و در چندین جشنواره همچون شعر نالههای فرات، شعر بسیج کشور و... مقام نخست را کسب کرده است.
▪︎کتابشناسی:
- این مرد شناسنامهاش گم شده است.
- طعم شیرین شوکران.
- زیر قدمهای ماه.
- قبل از کلمه.
- حوای من از سیب بدش میآید.
- مجال پريدن.
و...
▪︎نمونهی شعر:
(۱)
فرصت اگر میداد بهتر میکشیدم
از کوچههای بیغزل پَر میکشیدم
مشک غزل را روی دوشم میگرفتم
در لابهلای خیمهها پَر میکشیدم
در خلوت یک خیمهی ماتم گرفته
گهواره را بر جای اصغر میکشیدم
قطعا برای تسلیت دادن به زینب
حتی سر یک نیزه کمتر میکشیدم
با استعانت از شعور واژههایم
در ذهنهای مرده باور میکشیدم
شاید اگر از آب کوفه خورده بودم
من هم به روی دوست خنجر میکشیدم.
(۲)
خسته از ماندن و دل خستهتر از تكرارم
از در و پنجره و آينهها بیزارم
مثل يك عقربه هی دور و برم میچرخم
قسمتم نيست سرم را به زمين بگزارم
چون كه در سينهی من آه عمل میآيد
كشت اين مزرعه را بغض فقط میكارم
قافيه آمده و دور و برم میچرخد
شعر گهگاه سرك میكشد از ديوارم
ولی افسوس كه من خستهتر از ديروزم
باز هم حال بد شعر نگفتن دارم.
(۳)
[شناسنامه]
های است و اسیر هوی مردم شده است
عمریست اسیر هوی مردم شده است
هر روز به دنبال خودش میگردد
مردی که شناسنامهاش گم شده است.
گردآوری و نگارش:
#لیلا_طیبی (رها)
او که دارای مدرک کارشناسی مدیریت دولتی و کارمند دادگستری است؛ سرودن شعر را از سال ١٣٧٢، آغاز کرد و سبک کلاسیک را برگزید و قالبهای غزل، رباعی و مثنوی را برای سرودن اشعار خود انتخاب کرد و نخستين شعرش در مجموعهای از شعرهای آيينی كه به كوشش حوزه هنری خوزستان منتشر شد به چاپ رسيد.
دیناروند مسئول انجمن شعر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شوش بوده است و در چندین جشنواره همچون شعر نالههای فرات، شعر بسیج کشور و... مقام نخست را کسب کرده است.
▪︎کتابشناسی:
- این مرد شناسنامهاش گم شده است.
- طعم شیرین شوکران.
- زیر قدمهای ماه.
- قبل از کلمه.
- حوای من از سیب بدش میآید.
- مجال پريدن.
و...
▪︎نمونهی شعر:
(۱)
فرصت اگر میداد بهتر میکشیدم
از کوچههای بیغزل پَر میکشیدم
مشک غزل را روی دوشم میگرفتم
در لابهلای خیمهها پَر میکشیدم
در خلوت یک خیمهی ماتم گرفته
گهواره را بر جای اصغر میکشیدم
قطعا برای تسلیت دادن به زینب
حتی سر یک نیزه کمتر میکشیدم
با استعانت از شعور واژههایم
در ذهنهای مرده باور میکشیدم
شاید اگر از آب کوفه خورده بودم
من هم به روی دوست خنجر میکشیدم.
(۲)
خسته از ماندن و دل خستهتر از تكرارم
از در و پنجره و آينهها بیزارم
مثل يك عقربه هی دور و برم میچرخم
قسمتم نيست سرم را به زمين بگزارم
چون كه در سينهی من آه عمل میآيد
كشت اين مزرعه را بغض فقط میكارم
قافيه آمده و دور و برم میچرخد
شعر گهگاه سرك میكشد از ديوارم
ولی افسوس كه من خستهتر از ديروزم
باز هم حال بد شعر نگفتن دارم.
(۳)
[شناسنامه]
های است و اسیر هوی مردم شده است
عمریست اسیر هوی مردم شده است
هر روز به دنبال خودش میگردد
مردی که شناسنامهاش گم شده است.
گردآوری و نگارش:
#لیلا_طیبی (رها)
- ۲.۶k
- ۰۴ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط