۳ پارتی درخواستی
#پارت_آخر
#هیونجین
#درخواستی
[رسیدن به خونه]
هیون:شما که نمیخواین به ات بگین؟
بابات:گوه نخور برو داخل🥸🙂
ات:سلام بابا(پرید بغلش)
بابات:دختر نازم ریدم دهن شوهرت
[واکنش هیونجین من اینجا چیکارمممممم]
ات:😂...چیزی شده اینجا چیکار میکنی؟
بابات:داشتم میرفتم خونه...
ات:این وقته شب
بابات:آره کارم طول کشیده بود
بابات:خب شوهر کصکشت رو دیدم داشت به در و دیوار. میخورد و میومد رفتم برداشتم آوردمش خونه...رفته بود بار🥸🎀
ات:هیون رفته بودی بار چرا بهم نگفتی
هیون:بهت که گفتم دیر میام
ات:ولی نگفتی میری بار😡
هیون:ببخشید عزیزم
ات:ببخشید فایده ای نداره امروز وقتی تو حیاط خوابیدی میفهمی برو بیرون(از خونه بیرونش کرد)
ات:خب بابا دیگه چه خبر میای غیبت کنیم
بابات:آره🥸💃🏻
*پایان*
#هیونجین
#درخواستی
[رسیدن به خونه]
هیون:شما که نمیخواین به ات بگین؟
بابات:گوه نخور برو داخل🥸🙂
ات:سلام بابا(پرید بغلش)
بابات:دختر نازم ریدم دهن شوهرت
[واکنش هیونجین من اینجا چیکارمممممم]
ات:😂...چیزی شده اینجا چیکار میکنی؟
بابات:داشتم میرفتم خونه...
ات:این وقته شب
بابات:آره کارم طول کشیده بود
بابات:خب شوهر کصکشت رو دیدم داشت به در و دیوار. میخورد و میومد رفتم برداشتم آوردمش خونه...رفته بود بار🥸🎀
ات:هیون رفته بودی بار چرا بهم نگفتی
هیون:بهت که گفتم دیر میام
ات:ولی نگفتی میری بار😡
هیون:ببخشید عزیزم
ات:ببخشید فایده ای نداره امروز وقتی تو حیاط خوابیدی میفهمی برو بیرون(از خونه بیرونش کرد)
ات:خب بابا دیگه چه خبر میای غیبت کنیم
بابات:آره🥸💃🏻
*پایان*
- ۵۵.۱k
- ۱۷ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط