پسره به دختری که تازه باهاش دوست شده بود میگه:

پسره به دختری که تازه باهاش دوست شده بود میگه:

امروز وقت داری بیای خونمون؟

دختره: مامانم نمیذاره با چه بهونه ای بیام؟

پسره: بگو میخوام برم استخر

دختره اومد خونه دوست پسرش

پسره: تو که اومدی استخر مثلا موهات باید خیس باشن، برو تو حموم موهاتو خیس کن!

وقتی دختره میره حموم، پسره به دوستاش زنگ میزنه!

پسره و دوستاش یکی یکی کارشونو انجام میدن

این آخری که رفت حموم چند ساعتی شد که طول کشید و موند تو حموم!

دیدن این دیر کرد، رفتن تو حموم و یهو دیدن که این دختره و پسره رگ دستشونو باهم زدند و گوشه حموم افتادن و روی دیوار حموم نوشته:

نامردا این خواهرم بود......!!!
دیدگاه ها (۶)

From hate to lovePart::2دیدم همون پسره است که بهم گفت+ پا نش...

پارت ۱۳بالاخره آخر هفته رسید.نیلسو جلوی آینه ایستاده بود و ب...

مربی موتور سوار

دیو و دلبر پارت 1_مامان فقط امشبه ساعت ۱۰ میرم قول میدم ساعت...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

پارت 4 ★رمان ازدواج مخفی با هوانگ ★بچه ها اسم رمان تغییر کرد...

Seventeen

پارت ۱۶یونا:چی چی میگی تو چرت و پرت نگو بیا بغلم که کلی دلم ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۶چرا؟ +_... نمیدونم...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 10(لطفا اگه یادتون ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط