پسره به دختری که تازه باهاش دوست شده بود میگه:
پسره به دختری که تازه باهاش دوست شده بود میگه:
امروز وقت داری بیای خونمون؟
دختره: مامانم نمیذاره با چه بهونه ای بیام؟
پسره: بگو میخوام برم استخر
دختره اومد خونه دوست پسرش
پسره: تو که اومدی استخر مثلا موهات باید خیس باشن، برو تو حموم موهاتو خیس کن!
وقتی دختره میره حموم، پسره به دوستاش زنگ میزنه!
پسره و دوستاش یکی یکی کارشونو انجام میدن
این آخری که رفت حموم چند ساعتی شد که طول کشید و موند تو حموم!
دیدن این دیر کرد، رفتن تو حموم و یهو دیدن که این دختره و پسره رگ دستشونو باهم زدند و گوشه حموم افتادن و روی دیوار حموم نوشته:
نامردا این خواهرم بود......!!!
امروز وقت داری بیای خونمون؟
دختره: مامانم نمیذاره با چه بهونه ای بیام؟
پسره: بگو میخوام برم استخر
دختره اومد خونه دوست پسرش
پسره: تو که اومدی استخر مثلا موهات باید خیس باشن، برو تو حموم موهاتو خیس کن!
وقتی دختره میره حموم، پسره به دوستاش زنگ میزنه!
پسره و دوستاش یکی یکی کارشونو انجام میدن
این آخری که رفت حموم چند ساعتی شد که طول کشید و موند تو حموم!
دیدن این دیر کرد، رفتن تو حموم و یهو دیدن که این دختره و پسره رگ دستشونو باهم زدند و گوشه حموم افتادن و روی دیوار حموم نوشته:
نامردا این خواهرم بود......!!!
- ۹.۴k
- ۰۴ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط