𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆
𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆
Part 10
جین با عجله از اتاق بازجویی بیرون رفت
همکارش کنار در منتظرش بود
جین:شاهد کجاست
همکار:اتاق کناریه
جین:چی گفته
همکار:هنوز چیزی نگفته منتظر شماست
جین وارد اتاق شد
مرد جوانی روی صندلی نشسته بود و با نگرانی به اطراف نگاه میکرد
جین روبروش نشست
جین:اسم شما چیه
شاهد:لی دونگ وو
جین:گفتن اون شب اِما رو دیدی
دونگ وو سرش رو تکون داد
دونگ وو:بله
جین:کجا دیدیش
دونگ وو:نزدیک خیابون اصلی
جین:تنها بود
دونگ وو چند لحظه فکر کرد
دونگ وو:نه
جین کمی جلوتر رفت
جین:با کی بود
دونگ وو:یه مرد همراهش بود
جین:میتونی چهره اش رو توصیف کنی
دونگ وو:زیاد واضح ندیدمش
جین:هر چیزی که یادت میاد بگو
دونگ وو چند لحظه سکوت کرد
دونگ وو:قدش بلند بود و لباس مشکی پوشیده بود
جین:چیز دیگه ای
دونگ وو:فکر کنم ماشینش هم مشکی بود
جین به فکر فرو رفت
جین:مطمئنی
دونگ وو:بله
جین:پلاک ماشین رو دیدی
دونگ وو:نه کامل
جین برگه ای رو روی میز گذاشت
جین:این ماشین رو میشناسی
دونگ وو به عکس نگاه کرد
چند ثانیه بعد صورتش تغییر کرد
دونگ وو:فکر کنم همین بود
جین عکس رو برداشت
جین:مطمئنی
دونگ وو:بله
جین از جاش بلند شد
جین:ممنون که اومدی
وقتی از اتاق بیرون رفت همکارش منتظرش بود
همکار:رییس کیم
جین:بله
همکار:یه چیز دیگه هم هست
جین برگشت سمتش
همکار:قبل از اینکه اِما پیدا بشه یه تماس از شماره ناشناس با گوشی خودش گرفته شده
جین:به کجا
همکار:به شماره مینجه
جین چند لحظه ساکت موند
حالا دیگه چند سرنخ مختلف به مینجه میرسید
اما هنوز معلوم نبود اون شب دقیقا چه اتفاقی افتاده
جین دوباره به سمت اتاق بازجویی رفت
اما این بار قبل از اینکه در رو باز کنه گوشی اش زنگ خورد
صدای جونگکوک از پشت تلفن شنیده شد
جونگکوک:آقای کیم
جین:بله
جونگکوک:اِما یه چیزی درباره اون شب گفته
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
Part 10
جین با عجله از اتاق بازجویی بیرون رفت
همکارش کنار در منتظرش بود
جین:شاهد کجاست
همکار:اتاق کناریه
جین:چی گفته
همکار:هنوز چیزی نگفته منتظر شماست
جین وارد اتاق شد
مرد جوانی روی صندلی نشسته بود و با نگرانی به اطراف نگاه میکرد
جین روبروش نشست
جین:اسم شما چیه
شاهد:لی دونگ وو
جین:گفتن اون شب اِما رو دیدی
دونگ وو سرش رو تکون داد
دونگ وو:بله
جین:کجا دیدیش
دونگ وو:نزدیک خیابون اصلی
جین:تنها بود
دونگ وو چند لحظه فکر کرد
دونگ وو:نه
جین کمی جلوتر رفت
جین:با کی بود
دونگ وو:یه مرد همراهش بود
جین:میتونی چهره اش رو توصیف کنی
دونگ وو:زیاد واضح ندیدمش
جین:هر چیزی که یادت میاد بگو
دونگ وو چند لحظه سکوت کرد
دونگ وو:قدش بلند بود و لباس مشکی پوشیده بود
جین:چیز دیگه ای
دونگ وو:فکر کنم ماشینش هم مشکی بود
جین به فکر فرو رفت
جین:مطمئنی
دونگ وو:بله
جین:پلاک ماشین رو دیدی
دونگ وو:نه کامل
جین برگه ای رو روی میز گذاشت
جین:این ماشین رو میشناسی
دونگ وو به عکس نگاه کرد
چند ثانیه بعد صورتش تغییر کرد
دونگ وو:فکر کنم همین بود
جین عکس رو برداشت
جین:مطمئنی
دونگ وو:بله
جین از جاش بلند شد
جین:ممنون که اومدی
وقتی از اتاق بیرون رفت همکارش منتظرش بود
همکار:رییس کیم
جین:بله
همکار:یه چیز دیگه هم هست
جین برگشت سمتش
همکار:قبل از اینکه اِما پیدا بشه یه تماس از شماره ناشناس با گوشی خودش گرفته شده
جین:به کجا
همکار:به شماره مینجه
جین چند لحظه ساکت موند
حالا دیگه چند سرنخ مختلف به مینجه میرسید
اما هنوز معلوم نبود اون شب دقیقا چه اتفاقی افتاده
جین دوباره به سمت اتاق بازجویی رفت
اما این بار قبل از اینکه در رو باز کنه گوشی اش زنگ خورد
صدای جونگکوک از پشت تلفن شنیده شد
جونگکوک:آقای کیم
جین:بله
جونگکوک:اِما یه چیزی درباره اون شب گفته
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
- ۱۸۶
- ۰۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط