جیمین :ات تو با کوک رلی

جیمین :ات تو با کوک رلی
ات:اره
کوک:من ات رو دوست دارم اونم همین طور
ات: قوبونت
(پرش زمانی به فردای ان روز )
ات: ایی ولم کنن
کوک: چقد سرو صدا ایجاد میکنی اول صبحی
ات: موهامو کودی تو دهنت داری میکشی انتظار داری داد نزنم
کوک: باشه پلنگ وخشی بیا بغلم بخواب
ات: چی چی بخواب پاشو مدرسه دیر شد
کوک: واییی اون ی ماه نبودی چنان راحت خوابیدم اه
ات: واقا که
کوک: باشه برو اماده شو خانوم جون سه ساعت طول میکشه اماده شدنت
ات: کی به کی میگ
کوک: راست میگیا
(پرش زمانی به ۶۰ دقیقه بعد )
کوک: ات     اتتت    کجایی
ات: کوک الان میام بزار جوراب پیدا کنم
کوک: جورابات اینجاس
ات : کجا
کوک : بیا بگیر
ات  : مرسی
نویسنده :تو فیکای ملت کوک و ات دارن ادم پیدا میکنن تا بکشن تو فیک ما اینا دارن جوراب پیدا میکنن😐
شوگا : من خسته شدم میخوام بیام تو داستان
نویسنده: صبر فرزندم
کوک: خب رسیدیم
ات: بریم بالا
کوک: بچه ها توجه توجه ببینید کی اینجاس خانوم
جیمین: ات
(همه بچه ها دست میزنن )
ات: با عرض سلام و ادب و احترام و تملق و چاپلوسی خدمت شما عزیزان دل کلاس
نامجون: چه سلام پر ملاتی
ات: دیگ دیگ
جیا : هرزه
ات : باز تو به کی گفتی هرزه هاااا
جیا: به تو هرزه
(کوک بلند داد میزنه )
کوک: بسههههه
ات: عوضی به کی گفتی هرزه
سه رویی: به به اقای جئون  جونگ کوک خیلی وقته ندیدمت
کوک: برو گم شو حوصلتو ندارم 
سه رویی: عه چرا
جیمین: دستت رو از رو شونش وردار اگ جونتو دوست داری
سه رویی: اخه
شرایط ۱۰ لایک
دیدگاه ها (۰)

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۸ | «نقشه‌ی کوچی...

پارت ۵۳🌅 ویو آتکم‌کم آفتاب داشت پایین می‌رفت و آسمون نارنجی ...

𐙚₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕07⊹˚₊𐙚کوک:ـ نمی‌دونم، شاید مثلاً بری ب...

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

شب تولدم پارت 14#: خب من به ات گفتم خجالت نمیکشی با این لباس...

وقتی آیدل بودین و از هم جدا شده بودین...#درخواستیپارت آخرویو...

رفتار سرد

شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه اینجور...

رمان دختر خاص ات تقریباً خوابش برده بود. چشماش نیمه‌باز بود،...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁸ویو: اتشب شده بود.بعد از اون تما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط