#پیشی_من

#پیشی_من
part8
شوگا:خب راستش خونوادم ....با خواننده شدنم مخالف بودن
دکتر :همین؟منظورم اینه که تو خوانوادت کسی اذیتت میکرده؟
شوگا:بابام.....آهنگایی که مینوشتمو پاره می‌کرد و از خونه انداختم بیرون
دکتر :خب پس اون موقع حس کردی کسی دوست نداره یا ترک شدی نه؟
شوگا:اوهوم
دکتر :خب پس منشأشو پیدا کردیم پسر ولی....
شوگا:ولی؟
دکتر:تو فقط وقتی کاملا خوب میشی که فک نه مطمئن شی یکی دوست داره یا تنها نیستی و اینکه گوشتم یا سرت بخاطر اینکه پدر و مادرت بخاطر خاننده شدنت ترکت کردن به اون کار حساسیت نشون میدن تو یا باید عاشق شی یا باور داشته باشی که برای اعضای گروه خیلی مهمی
شوگا:اوه ....درسته!
*شوگا اومد بیرون
ویو شوگا:خیلی خب آخه........او گوشیم داره زنگ میخوره
*ناشناس بود
شوگا: ا الو؟
دختره:او سلام مطمئن نبودم بر می‌دارید
شوگا:او تو همون....
دختره:آره همون دخترم که تصادف کرد گفتم میخوام غذا دعوتتون کنم نه؟ واسه شام امشب اگه وقت دارید میخوام مهمونتون کنم
شوگا:خب وقت که دارم ولی....
دختره:خوبه واستون لوکیشن میفرستم
شوگا:الو ؟الو؟ اه کاش میگفتم وقت ندارم !
*شب شد.
دیدگاه ها (۰)

the lost leaves/رمان جیمین

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

part 44چه شرطی؟ " لارا پرسید.جونگ‌کوک خیلی بی‌خیال گفت: " من...

صدای مهیب p21

Forbidden love①⑤چشم‌هام رو باز کردم توی بیمارستان روی تخت در...

پارت ۸× خداحافظ+ خداحافظ...............‌‌‌.‌‌‌‌....ویو فردا ...

𝙿𝚊𝚛𝚝𝟹سه ماه بعد...همه چیز خیلی عادی پیش میرفت.کلاس زبان تموم...

#چندپارتیموضوع:(وقتی میاد خواستگاریت اما بابات ردش میکنه)لین...

ددی خون آشام من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط