پدران مافیا
پارت۳
بابا جین:دورش بگرم حتما خیلی سختی کشیده
بابا جونگکوک:اره راست میگه مخصوصا زمانی که ما پیشش نبودیم
بابا شوگا:الان که مدرسه تموم شده دیگه اجازه نمیدیم بره مدرسه مثل قبلا معلم خصوصی براش میگیریم
بابا جیمین:اره خوبه ولی اینجوری دوست نداره
بابا تهیونگ:مجبوريم ما نمیتونیم همینطوری بزاریم که عزاب بکشه بعدشم اگر به مدیرشون بگیم میگن که اون پسر(همون قلدره)پسر شهرداره نمیتونیم کاری کنیم(عصبی)
بابا جیهوپ:پس همین کارو انجام میدیم از این به بعد معلم خصوصی براش میگریم.
بابا نامجون:ولی کی اونو به سوا میگه؟
بابا جونگکوک:من بهش میگم
همه:باشه
(پرش زمانی فردا صبح)
*جونگکوک رفت سوا رو بیدار کرد و همه چیز رو بهش گفت
سوا:چرا من میخوام برم مدرسه مثل بقیه میخوام دوستام رو ببینم(گریه)
بابا جونگکوک:میدونم بابا ولی این به سلاح خودته.
ادامه دارد...🌷
بابا جین:دورش بگرم حتما خیلی سختی کشیده
بابا جونگکوک:اره راست میگه مخصوصا زمانی که ما پیشش نبودیم
بابا شوگا:الان که مدرسه تموم شده دیگه اجازه نمیدیم بره مدرسه مثل قبلا معلم خصوصی براش میگیریم
بابا جیمین:اره خوبه ولی اینجوری دوست نداره
بابا تهیونگ:مجبوريم ما نمیتونیم همینطوری بزاریم که عزاب بکشه بعدشم اگر به مدیرشون بگیم میگن که اون پسر(همون قلدره)پسر شهرداره نمیتونیم کاری کنیم(عصبی)
بابا جیهوپ:پس همین کارو انجام میدیم از این به بعد معلم خصوصی براش میگریم.
بابا نامجون:ولی کی اونو به سوا میگه؟
بابا جونگکوک:من بهش میگم
همه:باشه
(پرش زمانی فردا صبح)
*جونگکوک رفت سوا رو بیدار کرد و همه چیز رو بهش گفت
سوا:چرا من میخوام برم مدرسه مثل بقیه میخوام دوستام رو ببینم(گریه)
بابا جونگکوک:میدونم بابا ولی این به سلاح خودته.
ادامه دارد...🌷
- ۱.۹k
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط