#تبهکار_قهرمان...

#تبهکار_قهرمان...
پارت5
.
.
.
.
اونا.. اونا همون تبهکارهایی هستن که عکساشون تو اخبار بود..


چقدر بلند و هیکلین و اصلا قد و اندامشون به انسان ها نمیخوره!..

جالبش اینه دارن برای جمعیتی از آدما زورگویی یا حتی برای سرگرمی اونارو به قتل میرسونن...

درحال فکر کردن این موارد اشک هامو داشتم پاک میکردم که ناگهان صدای یکی از آن ها من رو از فکر بیرون آورد..

ترس در دلم افتاد.. من الان باید چیکار کنم؟!
باید از خودم دفاع یا با آن ها مبارزه کنم؟

من که توانایی مبارزه با چند نفر اونم چی تبهکار هارو ندارم..

دولت نتونست حتی با یدونه از آن ها مبارزه کنه حالا من.. منی که هیچ قدرتی ندارم باید با چند نفرشون مبارزه کنمم؟؟؟

تو همین فکرا بودم که یهو دستی بر شانه ام حس کردم.. که من رو با قدرت به طرف جلو می‌کشید..

انقدری که قوی بود من حتی نتونستم جلو گیری کنم و حداقل به مدت سه ثانیه سر جای خودم بایستم..

و من را انقدر کشید که وسط آن جمع تبهکار قرار گرفتم.

ترس تمام بدنم را قرار گرفته بود.

یعنی الان چه جوری باید باهاشون مقابله کنم؟
شوکر.. شوکرم کو؟؟؟!

وای.. شوکرم رو ته کوچه جا گذاشتم..

الآن هیچ وسیله ی محافظت از خودم رو ندارمم..

یعنی الان میمیرم؟ منی که پولی ندارم پس میمیرم..!

اره درسته میمیرم!

بلاخره اینم سرنوشت منه دیگه... مرگ!

مایل به ادامه؟
https://wisgoon.com/deku22
دیدگاه ها (۱۰)

وقتی جلوشون گریه میکنیم

وقتی که ازشون میخوایم بند کفشمونو ببندن

برده عمارت جئون

می‌دونم شاید نتوانید کمکم کنید ولی بهتون نیاز دارم ماجرای هم...

ات با ترس دست پدرش رو گرفت.ـ بابا، باید چی‌کار کنیم؟!پدرش دس...

فردا جسدم هم خونه نمیرسه 😱 امتحان املا داریم 😬 امتحان مطالعا...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 226♡⁠。⁠)⁩با شرم...

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت13جین:جونگکو...

سلام...چطورین؟...بنده...تعریفی ندارم😐بخاطر پای چلاقم رفتم دو...

چند پارتی جونگ کوک | قرار قلابییک روز خیلی عادی رفتم تا نمای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط