من، راز سر به مِهر روزگارم؛
من، راز سر به مِهر روزگارم؛
آنجا که عشق
آرامآرام
بر شانههای خسته ی جهان
جای میگیرد.
و تو ....
نوازندهی گیسوان من،
در سکوتی که
عطر چای عصرانه
در آن میپیچد.
عشق ..
به چند واژهٔ ساده فرو میریزد،
واژههایی که
در گرگومیشِ روز
از نو
جان میگیرند.
من....
نوازندهی گیسوان خویش را
دوست میدارم…
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🧡
آنجا که عشق
آرامآرام
بر شانههای خسته ی جهان
جای میگیرد.
و تو ....
نوازندهی گیسوان من،
در سکوتی که
عطر چای عصرانه
در آن میپیچد.
عشق ..
به چند واژهٔ ساده فرو میریزد،
واژههایی که
در گرگومیشِ روز
از نو
جان میگیرند.
من....
نوازندهی گیسوان خویش را
دوست میدارم…
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🧡
- ۲۰۷
- ۱۳ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط