scenario

وقتی نارنگی های شوگا رو میخوری (درخواستی)

نامجون:* درحالی که مانتو میده دستت* ببین الان تنها راه زنده موندنت فرار کردنه عزیزم

جین: *درحال جمع کردن پوست های نارنگی و فحش دادن به ا.ت* ببین ...... یونگی تو رو نکشه ،من تو رو میکشم

جیهوپ: عزیز دلم ! فعلا تا اطلاع ثانوی از اتاق بیرون نیا^-^

جیمین: وایسا به هیونگ بگم نارنگی هاشو خوردی*همراه پوزخند شیطانی*

تهیونگ:*دستت رو میگیره و می‌بره تو اتاق خودش* همینجا بمون چیزی هم به خواستی بهم پیام بده ، خب؟؟

جونگ کوک:*درحالی که با دو تا بسته نارنگی از فروشگاه برمیگرده* ا.ت یه غلطی خورده من بدبخت چرا باید جمعش کنمممم؟؟؟ چرااااا؟؟؟

یونگی: ا.ت، عزیزم..
پاره اییییییییی•-•


درخواستی بدید بعد ساعت ۷:۳۰ همه شوم رو میزارم
و اگه بد بود بم بگید
دیدگاه ها (۴)

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

ادامه سناریو

تکپارتی جونگ کوک

یونگی ویومامان ا/ت که رفت بیرون با صورت خیلی کیوت می خندید و...

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

stolen

P18(عزیزان سلام،بزارین از اول این پارت چند نکته رو بهتون بگم...

{ازدواج پر حاشیه من}☆پارت ۹☆{اسلاید ۲ لباس خونگی ا/ت}ویو ا/ت...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒉𝒂𝒕𝒆?_ا/ت خشکش میزنه،فاصله بین ا/ت و جونکوک و نوری ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط