قهر شدید پارت ۵

تو داری ب
حرفمو قطع کردم چون ممکن بود منو بد جلوه بده از لیسا هرچیزی بر میاد
لیسا:ها چی میخواستی‌بگی چرا حرفتو قطع کردی بگو دیگ
جیسو:ول کن برو پیش جین جونت
جین اومد و دست لیسا رو گرف و برد بیرون از آشپر خونه و ب من گف
جین:جیسو تو حق نداری لیسا رو اذیت کنی
بهش گفتم جیسو: چ جالب من دوس دختر قبلیت بودم الان لیسا واست عزیز شده نه؟
جین دست لیسا رو کشید و برد بیرون کوک اومد آشپر خونه بهم گف چی‌میخواستی ب لیسا بگی ک اینطوری شد؟
جیسو:من یجورایی ی مدرک از لیسا جمع کردم اما ب تو نمیتونم بگم
کوک:چرا ما ک داریم باهم همکاری میکنیم :)
جیسو:آره میدونم اما با شنیدن این قلبت میشکنه
کوک:بگو دیگ چیزی بیشتر از این نمیتونه قلب‌منو بشکونه
نمیدونستم چطوری بهش بگم این واقعت دردناکه
براش صدای ضبط شده ی لیسا رو گذاشتم
حرفای لیسا:سلام ببین میدونم سریع باید از جین جدا بشم من فقط بخاطر‌پولش باهاش هستم من هیچ کدومشونو دوس ندارم نه جین نه کوک قبلا ام کوک رو اصلا دوس نداشتم من فقط تورو دوس دارم
کوک خیلییییی ناراحت شد و شدیدا داشت گریه میکرد افتاد رو زمین و خیلی گریه کرد من بقلش کردم و دلداریش دادم اما اون آروم نشد واقعا دردناکه منم حسشو درک میکردم
تا چن ساعت کوک خیلی ساکت شده بود نمیدونم چرا اما لیسا ام پشت خونه داشت گریه میکرد رفتم پیشش و بهش گفتم چی شده اون گف.........
دیدگاه ها (۲۶)

لیا : فقط احساس می‌کردم بهش مدیونمکوک : مدیون ؟! چرا ؟!لیا :...

عشق من p57کوک برگشت سمتم کوک:چون که تو چی با خودم کلنجار میر...

Do I love him, or do I hate him?p:³رفتم جلوی در مهد کودک تا ...

پارت ۴۲

پری کوچولوی منپارت ۱۰ته: به نظر من که خوبه. به کارش ادامه می...

عشق زار آلود(Mysterious Love)part:۲ات گوشی رو برداشت و پیام ...

پارت پنج

پارت دو یوری: مامان دلم برات تنگ میشه خداحافظ لیا: خداحافظ م...

اجبار به بدبختی پارت ۳۶

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط