سناریو بونتن پارت ۳

ا/ت: عجیبه فکر کردم تنها ادمیم که دوست نداره پیش اونا باشم

مایکی: نه منم خوشم نمیاد زیاد تو جمع اونا باشم

ا/ت: اسمت چیه

مایکی: مایکی میتونی مانجیرو هم صدام کنی

ا/ت: خوشبختم ا/ت هستم

مایکی: عجیبه به نظرت من اشنا نمیام

ا/ت: نمیدنم انگار قبلا یه جایی دیدمت شبیه کراش بچگیامی

مایکی: اسمش چی بود

ا/ت: درست مثل تو صداش میکردیم مایکی با خواهرش دوست صمیمی بودم ولی خوب دیگه چیزی مثل قبل نیست

مایکی: عجب خیلی اسکلی

نویسنده: برای کسایی که یکم گیج شدن یه خلاصه بگم
ا/ت و مایکی از قبل همو میشناختن و ا/ت روی مایکی کراش داشته ولی خوب پدرش اونارو از هم جدا میکنه و محل زندگیشون رو تغیر میده
و مایکی در به در دنبال ا/ت میگشته و حالا که پیداش کرده ا/ت. دیگه اونو یادش نمیاره


ا/ت: ااا چرا

مایکی: خودت بعدا میفهمی باید برم ولی به زودی همو میبین
قرار نجات بدم

مایکی رفت

ا/ت: پسر عجیبی بود ولی خیلی برام اشنا بود خبری از بابام نیست نکنه داره قمار میکنه

از دید مایکی: از پیش ا/ت رفتم ولی دوباره داشت خنگ بازی در میاورد منو یادش نبود(توهین نباشه)
به هرحال با بابای عوضیش قرار قمار داشتم سانزو رو بجای خودم فرستادم
و معلومه دیگه سانزو برنده شد
قرار بود برنده هر چیزی که دوست داره از بازندخ بخواد
و من ا/ت رو خواستم


ادامه دارد
دیدگاه ها (۵)

سناریو مایکی پارت۳

stolen

سناریو ایدل رویایی پارت ۵

سناریو مایکی پارت اخر

سناریو سانزو پارت ۱

P24عروس فراری ویو ا/ت با ریندو رفتیم پایین بقیه هم مثل همیشه...

سناریو هانما پارت اخر

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

True Love③④یک ساعت بعد تهیونگ: کجا بودی؟ ا/ت: بیرون دیدن یه ...

سناریو ایزانا پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط