پارت21

جیمین:اره تو راست میگی ولی خب الان چی الان چیکار کنیم
تهیونگ:اوک بیاین ی قولی بهم بدیم
کوک:چه قولی
تهیونگ:ما سه تا که ی روز به ا/ت اعتراف میکنیم
جیمین:خب؟
تهیونگ:اون فقط یکی از مارو انتخاب میکنه یا اصن ممکنه انتخاب نکنه در این صورت بیاید بازم مثل قبل رفیق هم باشیم باشه؟:)
جیمین:اوک قول
کوک:قول
جیمین:بچه ها یادتونه ا/ت اوایل دیبو چی به ارمی ها گفت؟
کوک:چی
جیمین:خب ببین این قضیه مال قبله خب و به مرور زمان ارمی هام خیلی بیشتر شدن و ا/ت و دوست دارن
تهیونگ:خب؟
جیمین:قبلا یکی از ارمی ها به ا/ت گفت که اگه تو ی روز عاشق اوپا های ما یا اگه اونا عاشق تو بشن چی؟
تهیونگ:عا اره اون قضیه*با ناراحتی
کوک:عاها یادمه گف مطمئنم این اتفاق نمیوفته
جیمین:ولی اتفاق افتاد:)
تهیونگ:تازه ی نفرمونم نه سه نفر:)
کوک:ا/ت گفت اگه این اتفاق بیوفته از گروه برای همیشه میرم
جیمین:الان چیکار کنیم؟
تهیونگ:یعنی این عشقو باید همیشه تو قلبمون بدون اینکه بهش بگیم نگهداریم؟
کوک:سخته هیونگ:)
جیمین:نظرتون چیه بریم سوجو بخوریم؟(همون مشروبه)
کوک:عالیه
...................

بچه ها خیلی کم شد چون نت ندارم همین قد گذاشتم اومدم تا پارت 30 میزارم
اصن حال کنین صفا کنین ی همچین ادمین پایه ای دارین
دیدگاه ها (۳)

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

🖤 قسمت سوم: برخورد دوباره ژانر: مافیایی | عاشقانه | کمدی | ا...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟟: چهار کلمها/ت هنوز به صفحه‌ی گوشی خیره بو...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 3 | دوباره، تو و مناز آن روز، جیمین کمی متفاوت شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط