دآستان هآی کوتآهِ ترسنآک🍒🍔🌸•.•

دآستان هآی کوتآهِ ترسنآک🍒🍔🌸•.•
●--------------------------●
توی اتاقم بودم ک صدای مامانم اومد
داشت با بابام دعوا میکرد . . .!🍣💕
رفتم پآیین و سآیه مامانمو توی درِ آشپزخونه دیدم ولی یچیزی پشتش بود!:(🚙🌸
مثلِ یه خنجر)...!🌵💕
رفتم توی آشپزخونه ولی چیزی نبود!🏋🏻‍♂💛
بلافاصله رفتم توی اتاق مامان و بابام که دیدم بابام روی زمین افتاده و مامانم با یه خنجر داره منو نگاه میکنه و لبخند میزنه!🤭🍓🌸
✤𖧷✤𖧷✤𖧷✤𖧷✤𖧷✤𖧷✤𖧷✤𖧷
#اصکی_واسه_حیوانات_آزاد 😹👊🏿
#maral •.•✂️📒
『چنل کیوتمون باجد^^↓🙆🏻‍♀💕🥂』
-| @GalaxyCity "🌸🇸🇨🖇
『•|تجمع دخیای گرانج×.×🏋🏿‍♀💭』دآستان هآی کوتآهِ ترسنآک🍒🍔🌸•.•
●--------------------------●
توی اتاقم بودم ک صدای مامانم اومد
داشت با بابام دعوا میکرد . . .!🍣💕
رفتم پآیین و سآیه مامانمو توی درِ آشپزخونه دیدم ولی یچیزی پشتش بود!:(🚙🌸
مثلِ یه خنجر)...!🌵💕
رفتم توی آشپزخونه ولی چیزی نبود!🏋🏻‍♂💛
بلافاصله رفتم توی اتاق مامان و بابام که دیدم بابام روی زمین افتاده و مامانم با یه خنجر داره منو نگاه میکنه و لبخند میزنه!🤭🍓🌸
✤𖧷✤𖧷✤𖧷✤𖧷✤𖧷✤𖧷✤𖧷✤𖧷
#اصکی_واسه_حیوانات_آزاد 😹👊🏿
#maral •.•✂️📒
『چنل کیوتمون باجد^^↓🙆🏻‍♀💕🥂』
-| @GalaxyCity "🌸🇸🇨🖇
『•|تجمع دخیای گرانج×.×🏋🏿‍♀💭』چنل ایتا
دیدگاه ها (۲)

چند پارتی (درخواستی)

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

رمان :«پسر عموی جذابم»part:8ویو «سلین»بلاخره بعد چند ساعت زن...

part 7بابای ات:خاب شرکت بهم یه پست خیلی بالا دادهات:اووو مبا...

I'm not jealous part 47اون که در مورد من نگران نبود پس چه اش...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

ومپایر جذاب من. پارت ۴

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

part ⁵ویو اتصبح با سردرد و بدن درد شدیدی از خواب بیدار شدم آ...

پارت دوازدهم《خونه》《Custom kiss》 ویوتهیونگ:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط