{ love } part 19
رفتیم خونه و لباسامونو عوض کردیم ، من یه لباس راحتی یه جاگر طوسی و یه کراپ که آستین نداشت و مشکی بود پوشیدم و موهامو باز کردم و شونه کردم ، حالت گرفته بودن خوب شده بودن یکم بالم لب زدم که لبام ترک نخوره تهیونگ هم یه جاگر طوسی و یه تیشتر مشکی پوشیده بود و رفتم پایین دیدم بقیه دخترا هم دقیقا شبیه منن موهاشون بازه و یه جاگر طوسی تنشون فقط رنگ کراپ هامون متفاوت بود وگرنه حتی مدل هاشونم کپی هم بود
لیلی《بریم انرژی مثبت بشیم که نخوابن و به کاراشون برسن》
"اونی من خیلی خوابم میادددد"
لنا《راست میگه ، من میرم قهوه میریزم ، لیلی تو هم میای کمکم؟》
جلیسا 《منم بیام اونی؟ 》
لیلی《نه عزیزم ، شماها برید پیش پسرا ماهم الان میایم ۰لبخند۰ 》
اول از لنا و ليلی تشکر کردیم بعدم پیش پسرا رفتیم ، کنار تهیونگ نشستم
"خب منم میتونم کمکی بکنم؟ ایمیلی بزنم چیزی وارد کنم داخل لبتاب هر چیزی از دستم بر بیاد "
هنوز حرفم تموم نشده بود که لیلی و لنا هم اومدن
نامجون《تا دلتون بخواد براتون کار دارم میرا تو که میدونی چیکار کنی کارای هوپی تمومی نداره》
جیهوپ اوپا سر میرا رو بوسید و بغلش کردو میرا هم خودشو تو بغل همسرش کوچولو کرد و نشست
میرا《البته که میدونم اوپا ، نگران نباش کارای سطحی شرکت ها با من 》
"نونا واقعا برای هر سه تا شرکت داری نقش منشی رو بازی میکنی میخوام کسی رو بزارم ولی نمیتونم اطمینان کنم ، ببخشیدو ممنونم ۰لبخندمستطیلی۰"
میرا《تهیونگ تو دونسنگ منی ، وقتی تشویقت کردم که کاندیدای ریاست جمهوری بشی که ولت نمیکنم پسر خوب ، من و هیونگت به خوبی با کارای شرکت مچ شدیم ، کارای شرکت جانگ رو هم میرسیم که انجام بدیم نگران نباش》
تهیونگ لبخند شد و دست میرا رو گرفت و به نشونه صمیمیت فشرد
نامجون《یکساعت دیگه که غرق کار بشین قیافه هاتونو میبینم و اون موقع میخوام بدونم بازم خوش و بش میکنین یا نه خب ، لیلی قشنگم تو باید به من کمک کنی اینارو به ترتیب تاریخا مرتب کنیم تا فردا کپی گرفته بشه》
لیلی《اوهوم حتما عزیزم》
نامجون《کارای یونگی و جونگ کوک به عنوان رییس پلیس و دستیارش چیزی نیست که ازش زر در بیارم ، لنا و جیمین ، شما دو تا هم لطفا لیست کارارو از ضروری به کم اهمیت بچینید که از فردا تهیونگ انجامشون بده》
"وای به خدا جیمین هیونگو لنا نونا هم زیادی زحمت میکشن ، صداشون در نمیاد ولی به خدا میفهمم از شما هم خیلی ممنونم "
نامجون《تهیونگ اسم هممونو بگو بعدم تشکر کن بعدم یه سکوت کن فرزندم تمرکز منو به گاج دادی》
تهیونگ از تکتک نونا ها و هیونگ هاش تشکر کرد ، حق داشت اونا زیادی حامی و مشوق تهیونگ و من بودن ، نمیدونم حتی اگه یکیشون نبود چی میشد
نامجون《جین هیونگ تو و جنا نونا برید پیش سوکجا و کایلی بعدم تو پسرهی جوجه رئیس جمهور میشینی تمام اینارو بررسی میکنی اگه مشکلی داشت اصلاح میکنی ا.ت لطفا کمکش کن اینا خیلی زیاده》
تهیونگ قیافهی محزونی به خودش گرفت و لب زد
"هیونگ اینجوری نگو من قلبم بشکنه سخت میتونی جبران کنی"
نامجون اوپا لپ تهیونگو گرفت و کشید که مثلا دلشو به دست بیاره و بعدم یونگی اوپا شروع کرد و رو به جلیسا گفت
یونگی《عزیزم تو لطفا پرونده های فردا رو که در دست برسی کوکه جدا کن که دوباره کاری نشه جونگ کوک تو هم شکایت نامهی پدرت رو تنظیم کن منم به یکی از قاضی های منطقه که کارش نظیر نداره ایمیل میزنم ببینم نتیجه کارامون به کجا میرسه بعدم آثار جرم صحنه هفته پیش رو نگاه میکنم تا به دست وکلای شاکی برسونم》
اولش خوب به نظر میومد باحال بود و خوش میگذشت تا سه ساعت چهل دقیقه بعد که داشتیم میکردیم و یک سوم کار پیش رفته بود
تانیا بدبخت از طرفی به جونگ کوک اینا کمک میکرد و از طرفی به کارایی که تهیونگ بهش میداد دست رد به سینش نمیزد
تانیا《دارم . تجزیه . میشم .》
لیلی《بریم انرژی مثبت بشیم که نخوابن و به کاراشون برسن》
"اونی من خیلی خوابم میادددد"
لنا《راست میگه ، من میرم قهوه میریزم ، لیلی تو هم میای کمکم؟》
جلیسا 《منم بیام اونی؟ 》
لیلی《نه عزیزم ، شماها برید پیش پسرا ماهم الان میایم ۰لبخند۰ 》
اول از لنا و ليلی تشکر کردیم بعدم پیش پسرا رفتیم ، کنار تهیونگ نشستم
"خب منم میتونم کمکی بکنم؟ ایمیلی بزنم چیزی وارد کنم داخل لبتاب هر چیزی از دستم بر بیاد "
هنوز حرفم تموم نشده بود که لیلی و لنا هم اومدن
نامجون《تا دلتون بخواد براتون کار دارم میرا تو که میدونی چیکار کنی کارای هوپی تمومی نداره》
جیهوپ اوپا سر میرا رو بوسید و بغلش کردو میرا هم خودشو تو بغل همسرش کوچولو کرد و نشست
میرا《البته که میدونم اوپا ، نگران نباش کارای سطحی شرکت ها با من 》
"نونا واقعا برای هر سه تا شرکت داری نقش منشی رو بازی میکنی میخوام کسی رو بزارم ولی نمیتونم اطمینان کنم ، ببخشیدو ممنونم ۰لبخندمستطیلی۰"
میرا《تهیونگ تو دونسنگ منی ، وقتی تشویقت کردم که کاندیدای ریاست جمهوری بشی که ولت نمیکنم پسر خوب ، من و هیونگت به خوبی با کارای شرکت مچ شدیم ، کارای شرکت جانگ رو هم میرسیم که انجام بدیم نگران نباش》
تهیونگ لبخند شد و دست میرا رو گرفت و به نشونه صمیمیت فشرد
نامجون《یکساعت دیگه که غرق کار بشین قیافه هاتونو میبینم و اون موقع میخوام بدونم بازم خوش و بش میکنین یا نه خب ، لیلی قشنگم تو باید به من کمک کنی اینارو به ترتیب تاریخا مرتب کنیم تا فردا کپی گرفته بشه》
لیلی《اوهوم حتما عزیزم》
نامجون《کارای یونگی و جونگ کوک به عنوان رییس پلیس و دستیارش چیزی نیست که ازش زر در بیارم ، لنا و جیمین ، شما دو تا هم لطفا لیست کارارو از ضروری به کم اهمیت بچینید که از فردا تهیونگ انجامشون بده》
"وای به خدا جیمین هیونگو لنا نونا هم زیادی زحمت میکشن ، صداشون در نمیاد ولی به خدا میفهمم از شما هم خیلی ممنونم "
نامجون《تهیونگ اسم هممونو بگو بعدم تشکر کن بعدم یه سکوت کن فرزندم تمرکز منو به گاج دادی》
تهیونگ از تکتک نونا ها و هیونگ هاش تشکر کرد ، حق داشت اونا زیادی حامی و مشوق تهیونگ و من بودن ، نمیدونم حتی اگه یکیشون نبود چی میشد
نامجون《جین هیونگ تو و جنا نونا برید پیش سوکجا و کایلی بعدم تو پسرهی جوجه رئیس جمهور میشینی تمام اینارو بررسی میکنی اگه مشکلی داشت اصلاح میکنی ا.ت لطفا کمکش کن اینا خیلی زیاده》
تهیونگ قیافهی محزونی به خودش گرفت و لب زد
"هیونگ اینجوری نگو من قلبم بشکنه سخت میتونی جبران کنی"
نامجون اوپا لپ تهیونگو گرفت و کشید که مثلا دلشو به دست بیاره و بعدم یونگی اوپا شروع کرد و رو به جلیسا گفت
یونگی《عزیزم تو لطفا پرونده های فردا رو که در دست برسی کوکه جدا کن که دوباره کاری نشه جونگ کوک تو هم شکایت نامهی پدرت رو تنظیم کن منم به یکی از قاضی های منطقه که کارش نظیر نداره ایمیل میزنم ببینم نتیجه کارامون به کجا میرسه بعدم آثار جرم صحنه هفته پیش رو نگاه میکنم تا به دست وکلای شاکی برسونم》
اولش خوب به نظر میومد باحال بود و خوش میگذشت تا سه ساعت چهل دقیقه بعد که داشتیم میکردیم و یک سوم کار پیش رفته بود
تانیا بدبخت از طرفی به جونگ کوک اینا کمک میکرد و از طرفی به کارایی که تهیونگ بهش میداد دست رد به سینش نمیزد
تانیا《دارم . تجزیه . میشم .》
- ۵.۷k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط