۵۰
👨🏻⚕️: همراه خانم ا/ت
کوک: من
👨🏻⚕️: خوشبختانه رگشون زده نشده فقط دستشون اسیب دیده که مهم نیست
کوک: پس چرا بیهوش بود
👨🏻⚕️: کمبود تغذیه
کوک: تصادف کنه بمیره من مرگشو ببینم
چونهو: کی؟
کوک: بابام هیچی نداده فداش بشم بخوره اقای دکتر میشه ببینمش
👨🏻⚕️: بله بفرمایید
چونهو: من اینجا منتظرت میمونم برو
رفتم پیش ا/ت
کوک: عشقم
ا/ت: جونگکوک
رفتم کنارش نشستم
کوک: فدات شم خوبی چیکار کردی با خودت
ا/ت: کجا بودی؟
کوک: چونهو بیا
چونهو: بله
کوک: همه چیزو بگو
چونهو همه چیزو گفت[.....]
کوک: باورت میشه
ا/ت: اره چون میدونم بابات چه شیطانی
دستشو گذاشت رو صورتم بوسه ای زدم به دستش
کوک: فک نمیکردم به این زودی منو ببخشی
ا/ت: بخشیدمت چون باورت داشتم میدونستم میای ولی نتونستی خیلی نگرانت بودم ولی بابات خیلی منحرفه
کوک: چرا باهات کاری کرد؟
ا/ت: نه بهش گفتم که چونهو میشه بری بیرون
کوک: از کجا میشناسیش
ا/ت: خودت بهش میگی چونهو
چونهو: باشه رفتم بیرون
ا/ت: داشتم میگفتم بهش گفتم که پریود شدم نمیتونم
کوک: پریود؟
ا/ت: نمیدونی چیه
کوک: ها؟ نه چرا میدونم یه لحظه مغزم قفل کرد خوبی الان
ا/ت: نیستم که الان بهش دروغ گفتم
کوک: بهم قول بده به خودت دیگه اسیب نزنی
ا/ت: هیچ راه حلی به جز این نداشتم هیچی
کوک: قربونت بشم که چی کشیدی تو این چند روز
ا/ت: راستی من که لباس نداشتم لخت بودم کی منو اورد اینجا
کوک: ببخشید
ا/ت: تو بودی؟
کوک: اره گفتم ببخشید
ا/ت: نه ترسیدم گفتم نکنه کس دیگه ای باشه تو که باشی مشکلی نیست
کوک: سه روز ندیدمت برای سه هفته باهات حرف دارم
ا/ت: کاش به حرفت گوش کرده بودم ازدواج کرده بودیم رفته بودیم خارج
کوک: دیگه حرفشو نزن من دیگه جلوی بابام ایستادگی میکنم بابام نیست دشمنمه
ا/ت: حالا حرفشو نزن
کوک: بیا اینارو بخور
ا/ت: تو چی خوردی؟
کوک: من خوردم توهم باید بخوری
ا/ت: باشه
👩🏻⚕️: خانم خوب هستید
ا/ت:اره خوبم
👩🏻⚕️: دستتون درد نمیکنه
ا/ت: نه
کوک: تا کی باید بمونیم
👩🏻⚕️: تشخیصش با دکتره فک کنم امشب باید بمونه یه لحظه اقای دکتر
👨🏻⚕️: بله
👩🏻⚕️: خانم کیم تا کی باید اینجا بمونند
👨🏻⚕️: خوب هستید
ا/ت: من اره خوبم
👨🏻⚕️: خب همین الان هم میتونند برند چون چیز جدی نبوده
کوک: خیلی ممنون ا/ت
ا/ت: یکم بمونم بعد
کوک: باشه ولی قبلش ا/ت باهام همکاری میکنی؟ باهام میای؟
ا/ت: اره فک کردی میمونم این دردو بیشتر تحمل کنم
کوک: پس پاشو بریم
ا/ت: باشه صبر کن باهام ازدواج میکنی؟
*نمیدونم همه این دوست دارم بخاطر خودم بود یا پارت بعدی رو میخواستین راستشو بگید اگه بخاطر خودمه دلیلشو بگید😂
#فیک
#سناریو
کوک: من
👨🏻⚕️: خوشبختانه رگشون زده نشده فقط دستشون اسیب دیده که مهم نیست
کوک: پس چرا بیهوش بود
👨🏻⚕️: کمبود تغذیه
کوک: تصادف کنه بمیره من مرگشو ببینم
چونهو: کی؟
کوک: بابام هیچی نداده فداش بشم بخوره اقای دکتر میشه ببینمش
👨🏻⚕️: بله بفرمایید
چونهو: من اینجا منتظرت میمونم برو
رفتم پیش ا/ت
کوک: عشقم
ا/ت: جونگکوک
رفتم کنارش نشستم
کوک: فدات شم خوبی چیکار کردی با خودت
ا/ت: کجا بودی؟
کوک: چونهو بیا
چونهو: بله
کوک: همه چیزو بگو
چونهو همه چیزو گفت[.....]
کوک: باورت میشه
ا/ت: اره چون میدونم بابات چه شیطانی
دستشو گذاشت رو صورتم بوسه ای زدم به دستش
کوک: فک نمیکردم به این زودی منو ببخشی
ا/ت: بخشیدمت چون باورت داشتم میدونستم میای ولی نتونستی خیلی نگرانت بودم ولی بابات خیلی منحرفه
کوک: چرا باهات کاری کرد؟
ا/ت: نه بهش گفتم که چونهو میشه بری بیرون
کوک: از کجا میشناسیش
ا/ت: خودت بهش میگی چونهو
چونهو: باشه رفتم بیرون
ا/ت: داشتم میگفتم بهش گفتم که پریود شدم نمیتونم
کوک: پریود؟
ا/ت: نمیدونی چیه
کوک: ها؟ نه چرا میدونم یه لحظه مغزم قفل کرد خوبی الان
ا/ت: نیستم که الان بهش دروغ گفتم
کوک: بهم قول بده به خودت دیگه اسیب نزنی
ا/ت: هیچ راه حلی به جز این نداشتم هیچی
کوک: قربونت بشم که چی کشیدی تو این چند روز
ا/ت: راستی من که لباس نداشتم لخت بودم کی منو اورد اینجا
کوک: ببخشید
ا/ت: تو بودی؟
کوک: اره گفتم ببخشید
ا/ت: نه ترسیدم گفتم نکنه کس دیگه ای باشه تو که باشی مشکلی نیست
کوک: سه روز ندیدمت برای سه هفته باهات حرف دارم
ا/ت: کاش به حرفت گوش کرده بودم ازدواج کرده بودیم رفته بودیم خارج
کوک: دیگه حرفشو نزن من دیگه جلوی بابام ایستادگی میکنم بابام نیست دشمنمه
ا/ت: حالا حرفشو نزن
کوک: بیا اینارو بخور
ا/ت: تو چی خوردی؟
کوک: من خوردم توهم باید بخوری
ا/ت: باشه
👩🏻⚕️: خانم خوب هستید
ا/ت:اره خوبم
👩🏻⚕️: دستتون درد نمیکنه
ا/ت: نه
کوک: تا کی باید بمونیم
👩🏻⚕️: تشخیصش با دکتره فک کنم امشب باید بمونه یه لحظه اقای دکتر
👨🏻⚕️: بله
👩🏻⚕️: خانم کیم تا کی باید اینجا بمونند
👨🏻⚕️: خوب هستید
ا/ت: من اره خوبم
👨🏻⚕️: خب همین الان هم میتونند برند چون چیز جدی نبوده
کوک: خیلی ممنون ا/ت
ا/ت: یکم بمونم بعد
کوک: باشه ولی قبلش ا/ت باهام همکاری میکنی؟ باهام میای؟
ا/ت: اره فک کردی میمونم این دردو بیشتر تحمل کنم
کوک: پس پاشو بریم
ا/ت: باشه صبر کن باهام ازدواج میکنی؟
*نمیدونم همه این دوست دارم بخاطر خودم بود یا پارت بعدی رو میخواستین راستشو بگید اگه بخاطر خودمه دلیلشو بگید😂
#فیک
#سناریو
- ۱۰۴.۹k
- ۲۱ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۵۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط