سناریو ائوشی پارت 13
چون هوسلم سرفته بود گذاشتم
.
ائوشی میاد تکیه بده به بمبست که یهو میره تو دیوار بعد ائوشی متوجه میشه اصلا دیواری در کار نبود دید یک راه جاده ای خیلی تر و تمیزه ولی انگار دست پلیس بهش نرسیده بود چون هیچ دوربینی اونجا نبود گوشیو در اوذد و شروع کرد به عکس و فیلم گرفتن تو ی اون فیلما حرف زد و خودشو نسون داد تا اگه نیاز شد به اینکه به پلیس نشون بدن پلیس نتونه جعلش کنه
میره و عکس و فیلمارو به بقه نشون میده
اتسوشی: چرا بعضی از جاها از خودتون فیلم گرفتین؟
ائوشی: اولندش خودتون نه و خودت و دومندس اینکه اگه نیاز بود به پلیس نشون بدیم پلیس نتونه جعلش کنه
اتسوشی: چرا باید پلیس جعاش کنه؟
ائوشی: چون مردم این شهر عجیب میزنن انگار دارن چیزیو پنهان میکنن
اتسوشی:............. اهان
کنبکیدا: بهتره نشون ندیم
ائوشی: من حدس مبزنم این جاده مارو مستقیم به جایی که میخایم میرسونه
کنیکیدا: احتمالش خیلی زیاده
شب بود همه میخوابن و فردا میشه
.
.
ویو: فردا صبح
همگی راه میوفتن که برن درمورد این سازمان جنایت کار تحقیقات انجام بدن
مطالب خوبی به دست میارن و همه جمع بندیاشونا میدن به دازای و ائوشی چون بهتر از همه بلد بودن تهلیل و بریی کنن دازای به ائوشی میگه تیکه دوم رو تو توضیح بده تیکه اول و من میدم
ائوشی: اوکی 👌
دازای شروع مبکنه
دازای: خوب ما فهمبدیم بعد از مسافتی طولانی به یک پایگاه میرسیم واین پایگاه جوری که به طور خودخار مارو به 10 طبقه زیر زمین میبره وما باید خودمونو به سطح زمین برسونبم برا ی اینکار باید از پله ها بالا بریم اما این ده طبقه ابنقدر تو در تو هستن که ممکنه راهمونه گم کنیم وقتی به سطح زمین میرسیم باید.....
ائوشی بلند میسه و شروع میکنه
ائوشی: باید برسیم به یک قطار و از اون استفاده کنیم تا برسیم به یک ساختمون دیگه که اینساختمون 5 طبقه است که در 4 طبقه ی اول در هر کدام با چالشی روبهرو میشیم و وقتی به طبقه 5برسیم بابد با رئیسشون مبارزه کنبم و اینکه باید طی 3روز ماموریت رو تموم کنبم چون خود پایگاه وجود ماذو حس میکنه و برامون یک گله ادم خوار میفرسته به همین تمیزی،،، همین
همه به جز چند نفر که همیسه ارومن: چییییییی چقدر سخت
ائوشی: بله قراره پدرمون در بیاد
بعد با افراد سازمان نظارت هم هماهنگ میکنن مه قراره فردا صبح راه بیوفتند
وهمه برا فردا اماده میشن
.
.
ویو: شب اتاق خواب دخترا
دازای یک بطری شراب تو وسایل های چویا پیدا میکنه و برش نیداره چویا به خاطر قدش نمیتونست ازش بگیرتش دازایم برا اینکه فرار کنه میاد داخل اتاق دخترا وبعد میاد چویا بطریو بگیره و بعد دازای بطری از دستش لیز میخوره و پرتاپ میشه به سمت ائوشی نزدیک بود بخوره به صورت ائوشی که میگیرتش و...... ادامشو جانشد بنویسم
.
ائوشی میاد تکیه بده به بمبست که یهو میره تو دیوار بعد ائوشی متوجه میشه اصلا دیواری در کار نبود دید یک راه جاده ای خیلی تر و تمیزه ولی انگار دست پلیس بهش نرسیده بود چون هیچ دوربینی اونجا نبود گوشیو در اوذد و شروع کرد به عکس و فیلم گرفتن تو ی اون فیلما حرف زد و خودشو نسون داد تا اگه نیاز شد به اینکه به پلیس نشون بدن پلیس نتونه جعلش کنه
میره و عکس و فیلمارو به بقه نشون میده
اتسوشی: چرا بعضی از جاها از خودتون فیلم گرفتین؟
ائوشی: اولندش خودتون نه و خودت و دومندس اینکه اگه نیاز بود به پلیس نشون بدیم پلیس نتونه جعلش کنه
اتسوشی: چرا باید پلیس جعاش کنه؟
ائوشی: چون مردم این شهر عجیب میزنن انگار دارن چیزیو پنهان میکنن
اتسوشی:............. اهان
کنبکیدا: بهتره نشون ندیم
ائوشی: من حدس مبزنم این جاده مارو مستقیم به جایی که میخایم میرسونه
کنیکیدا: احتمالش خیلی زیاده
شب بود همه میخوابن و فردا میشه
.
.
ویو: فردا صبح
همگی راه میوفتن که برن درمورد این سازمان جنایت کار تحقیقات انجام بدن
مطالب خوبی به دست میارن و همه جمع بندیاشونا میدن به دازای و ائوشی چون بهتر از همه بلد بودن تهلیل و بریی کنن دازای به ائوشی میگه تیکه دوم رو تو توضیح بده تیکه اول و من میدم
ائوشی: اوکی 👌
دازای شروع مبکنه
دازای: خوب ما فهمبدیم بعد از مسافتی طولانی به یک پایگاه میرسیم واین پایگاه جوری که به طور خودخار مارو به 10 طبقه زیر زمین میبره وما باید خودمونو به سطح زمین برسونبم برا ی اینکار باید از پله ها بالا بریم اما این ده طبقه ابنقدر تو در تو هستن که ممکنه راهمونه گم کنیم وقتی به سطح زمین میرسیم باید.....
ائوشی بلند میسه و شروع میکنه
ائوشی: باید برسیم به یک قطار و از اون استفاده کنیم تا برسیم به یک ساختمون دیگه که اینساختمون 5 طبقه است که در 4 طبقه ی اول در هر کدام با چالشی روبهرو میشیم و وقتی به طبقه 5برسیم بابد با رئیسشون مبارزه کنبم و اینکه باید طی 3روز ماموریت رو تموم کنبم چون خود پایگاه وجود ماذو حس میکنه و برامون یک گله ادم خوار میفرسته به همین تمیزی،،، همین
همه به جز چند نفر که همیسه ارومن: چییییییی چقدر سخت
ائوشی: بله قراره پدرمون در بیاد
بعد با افراد سازمان نظارت هم هماهنگ میکنن مه قراره فردا صبح راه بیوفتند
وهمه برا فردا اماده میشن
.
.
ویو: شب اتاق خواب دخترا
دازای یک بطری شراب تو وسایل های چویا پیدا میکنه و برش نیداره چویا به خاطر قدش نمیتونست ازش بگیرتش دازایم برا اینکه فرار کنه میاد داخل اتاق دخترا وبعد میاد چویا بطریو بگیره و بعد دازای بطری از دستش لیز میخوره و پرتاپ میشه به سمت ائوشی نزدیک بود بخوره به صورت ائوشی که میگیرتش و...... ادامشو جانشد بنویسم
- ۱۲.۶k
- ۲۱ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط