{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتی: مگر من کیستم؟  گفتم: تو دنیای منی...

گفتی: مگر من کیستم؟  گفتم: تو دنیای منی...

گفتی: به جز این چیستم؟  گفتم: تو رویای منی

گفتی: به امیدم نباش، من یک شبِ دلخسته ام

گفتم: نمی دانی  مگر؟  امید  فردای  منی...

گفتی: دل من زخمی این روزهای شب زده است

گفتم: تو اما مرهم این قلب  تنهای منی

گفتی: چه میخواهی تو از این ساحل ویران شده؟

گفتم : هنوزم در غزل،  آبی  دریای  منی

گفتی: هنوزم شاعری؟ بارانی و لبریز و سبز؟

گفتم: دچار و شاعرم ، زیرا تو زیبای منی

گفتی: چه فرقی می کند، باشم کنارت یا که نه؟

گفتم: نمی دانی  مگر؟ امروز و فردای منی

گفتی: که مجنون می شوی از بودنت با من ، برو

گفتم: که مجنون بوده ام از وقتی  لیلای منی

یک کوچه لبریز غزل ، ما هر دو درگیر سوال

گفتی: مگر من کیستم؟  گفتم: تو دنیای منی
دیدگاه ها (۲)

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

داستان عاشقانه جدید

#تکپارتی چرا نمیتونم از فکر کردن بهت دست بکشم...؟بنگچان( این...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

نشان سوخته.

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "43""ویو پارک آنجلینا"آخیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط