{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۵

واکس مهکم تر الستور رو بغل کرد...
الستور:واکس...پاشو!
واکس:عه وا ببخشید وای
واکس پچ پچ کرد چه غلطی کردم خاک تو سرم
الستور:آب میخوری احساس میکنم از اینکه بیدارت کردم ترسیدی؟!
واکس:نه‌...آره
الستور درحال ریختن...
الستور:بیا
واکس درحال خودن...
واکس:ممنون
.
.
.
.
.
.
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲)

Love you پارت چهارم« کوک از حموم در اومد یدون شلوارک پوشید م...

اسم داستان: عشق دیرینه 💗 پارت: 7(پارت اخر) واکس تفنگش را ب...

پارت اول هتل الستور سوار آسانسور شد و رفت طبقه بالا و وقتی ر...

پارت دوازدهم🔞قلبی که به تو تعلق داره باکودکودکو:{باکوگو...

فیک تهیونگ

عشقی حقیقی

سلام قشنگام میخوام یه چند پارتی رو همزمان با فیکم بنویسموقتی...

پارت ۲: دیدارِ غیرمنتظرهسریع دویدیم سمتِ سالن پرواز، نفسم دا...

ترکم نکن

پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط